تعزيه در گذر تاريخ

تاريخ پيدايش تعزيه به صورت دقيق پيدا نيست. برخي با باور ايراني بودن اين نمايش آئيني، پاگيري آن را به ايران پيش از اسلام عنوان کرده اند. برخي ديگر با استناد به گزارشهايي، پيدايش آن را مشخصاً از ايران بعد از اسلام و مستقيماً از ماجراي کربلا و شهادت امام حسين(ع) و يارانش مي دانند.اما شکل رسمي و آشکار اين سوگواري، به روايت ابن اثير، براي نخستين بار در زمان حکمراني آل بويه صورت گرفت. اين سوگواري به گونه اي بود که معزالدوله احمد ابن بويه در دهم محرم سال 352 هجري قمري در بغداد به مردم دستور داد که براي سوگواري، دکان هايشان را ببندند و بازارها را تعطيل کنند. نوحه بخوانند و جامه هاي سياه بپوشند. در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده، شيعيان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگواري و بزرگداشت خاندان پيامبر(ص) مي کردند. اما سوگواريها در اين فاصله تاريخي سبک مشخصي نداشت. بتدريج و به مرور زمان، عزاداريها براي حضرت اباعبدا... (ع)، شکل و شيوه مشخصي پيدا کرد. تعزيه اما در دوره ناصرالدين شاه به اوج خود رسيد و بسياري اين دوره را عصر طلايي تعزيه ناميده اند. تعزيه که پيش از آن در حياط کاروانسراها، بازارها و گاهي منازل شخصي اجرا مي شد، اينک در اماکن باز يا سربسته تکايا و حسينيه ها به اجرا درمي آمد. معروف ترين و مجلل ترين اين تکايا، تکيه دولت بود که در همين دوره به دستور ناصرالدين شاه و مباشرت دوست علي خان معيرالممالک در سال 1304 هجري قمري ساخته شد. در آغاز سلطنت ناصرالدين شاه، تعزيه در 300 مکان مشخص برپا مي شد.

در سالهاي آغاز ديکتاتوري رضاشاه، يعني پس از 1304 هجري شمسي، اجراي تعزيه بتدريج ممنوع اعلام شد و پا به دوران افول خود گذاشت. هر چند پس از شهريور 1320 ديگر بار سر برآورد، اما در برابر انواع سرگرمي هاي جديد مثل سينما و تئاتر، نتوانست موقعيت و عظمت پيشين خود را بازيابد.
تعزيه از درون سوگواريهاي مذهبي برآمده و خود نيز جزئي از سوگواري به شمار مي رود. اما بتدريج با پيمودن مسير تکاملي، انواع تعزيه ها به وجود آمد.

هشدار سيدالشهدا(ع) به آثار مخرب اسلام اموي

همانطور که در تاريخ آمده از نامه ها و خطابه هاي سالار شهيدان به دست مي آيد که تنها هدف امام حسين(ع) احياي دين بود و تنها راه احياي دين نيز تأسيس نظام اسلامي در جامعه است و يگانه راه تأسيس نظام اسلامي نيز نثار و ايثار جان و مال است و تنها گروهي که آن هدف و اين راه را مي پذيرند، مردان الهي اند. برنامه قيام سالار شهيدان را تنها قرآن مجيد و سنت رسول خدا(ص) تنظيم و تدوين کرده است. جهاد خالص حسين بن علي(ع) همتاي جهاد ناب نبوي و علوي بود که جامعه آن روز تجربه کرده است.روش مناسب تربيتي اين است که ابتدا کسي به اين قانون عمل کند تا ديگران ببينند که مي شود به گونه اي زندگي کرد که دين خدا عزيزتر از حيات دنيا باشد.اين مطلب، تنها مسأله اي فکري نيست، بلکه بخشي از اين کار به عهده عقل عملي است. سالار شهيدان(ع) نمونه تام اين صحنه است. ايشان فرمودند: نفس کشيدن در فضاي ستم براي من دردآور است و زندگي در نظام گناه برايم تلخ و دشوار است. من از زندگي در نظام ستم به ستوه مي آيم؛ مانند پرنده زنداني در قفس صياد. من احساس مي کنم که در قفسم و از محبوس بودن در رنجم و براي آزادي کوشش مي نمايم.ادراک اين معنا زمينه جهاد را فراهم مي کند و تا زماني که مردم از خفقان رنج نبرند و در خود ضرورت پرواز را احساس نکنند و به ستوه نيايند، توان جنگ با ظالم را ندارند. بنابراين، جهاد با صرف مسأله جزم علمي حل نمي شود و سالار شهيداني مي خواهد تا جامعه انساني مصمم و عازم باشد. بشري که به همراه دو بال نظر و عمل، قدرت پر کشيدن دارد و احساس مي کند که در نظام سلطه و استبداد، استعمار، استعباد و استثمار باطل و جاهليت است و در زندان يا قفس جاهليت اسير است، بي صبرانه منتظر فراهم شدن دفاع از حق و براندازي باطل است.سالار شهيدان(ع) در نامه رسمي خود به مردم بصره مي نويسند:«من شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر او فرا مي خوانم؛ زيرا سنت خدا سنت پيامبر(ص) تبيين، تفسير، تعليل، اجرا و حمايت قرآن کريم است». تنها عامل پيروزي صوري طاغيان اموي بر امام حسين(ع) و تنها راه شکست ظاهري آن حضرت(ع)، همان اسلام امويان بود.از اين رو، سيدالشهدا(ع) بايد اين راز را بازگو کند که اسلام امويان، نابودي اسلام است. پس از اينکه سالار شهيدان خبر شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه را دريافت نمودند و معلوم شد که بدنهاي آن شهيدان را در کوي و برزن کوفه گرداندند و توده مردم با ابن زياد بيعت کردند، حسين بن علي(ع) به جاي گلايه عاطفي و قهر اجتماعي، صحنه سياست و مبارزه را ترک نکرده، بلکه مجدداً سخنراني نمودند و به مردم کوفه نامه نوشتند تا آنان بفهمند که در چه نظامي زندگي مي کنند.
آن حضرت چنين نگاشتند که: آيا نمي بينيد که از باطل پرهيز نشده و به حق عمل نمي شود. چنين مي بينم که زندگي با ستمکاران انسان را به ستوه مي آورد. تا کسي به ستوه نيايد، دست به اسلحه نمي برد... آگاه باشيد که در جاي بدبو زنداني هستيد؛ ولي شم سياسي نداريد و در فضاي مسموم و بسته با جناح مقصوص و پربريده به سر مي بريد. از اين رو، به ستوه نمي آييد. اگر بال و پر مي داشتيد، زندان شما را به ستوه درمي آورد؛ چنان که پرنده بي بال و پر از زندان رنج نمي برد، اما پرنده سالم از ميله هاي قفس احساس سختي دارد و به ستوه مي آيد.
نامه سالار شهيدان به مردم آن عصر براي اين بود که به آنان تفهيم کند امويان، پيشوايان جورند و حکومت آنها از سنخ حکومت ائمه جور است، همه تلاش سالار شهيدان(ع) تا آخرين لحظه اين بود که مردم را به حقايق آگاه کند. آن حضرت با اينکه مطمئن بودند پيک نامه رسان شهيد مي شود و نامه سالار شهيدان به دست مردم نمي رسد، از ارسال نامه درنگ نکردند؛ زيرا مي دانستند که قاصد آن حضرت پيام امام زمان خود را با خونش به مردم کوفه مي رساند و دشمنان نيز اين نامه را مي گيرند و در تاريخ ثبت مي کنند؛ چنان که چنين شد.

سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت

مقتل و مقتل نگاري در گفتگوي  با حميد گروگان

چندان تفاوتي نمي کند عاشورا را واقعه، حادثه و يا رخدادي تاريخي بدانيم که حزن و اندوه آن 1371 سال است به وجدانهاي بيدار محک مي زند و آنها را به تأمل و تدبر در آن فرا مي خواند.

بيش از 14 قرن است که بسياري در مکتبي درس مي خوانند که معلم تاريخ آن بارها و بارها نهيب زده و بر لوح سياه و سفيد انديشه ها واژگان تلخ اما پر معنا را تکرار و ثبت کرده است که: حسين(ع) مردي وراي تاريخ خود بود و روايت چرايي و چگونگي شهادت او و يارانش نيز خود درسي است براي درک مظلوميت پيامي که او در نينوا به تاريخ و نسلهاي پس از خود داد. روايت اين پيام تاريخي بارها از سوي هنرمندان، مورخان، نويسندگان و... به شيوه هاي متفاوت تکرار شد تا شايد قدري از مظلوميت آن کاسته شود.
مقتل خواني نيز تکاپويي است براي درک بيشتر اين معنا. روايت گونه اي که مي کوشد با ارايه تصويري از چگونگي شهادت امام شهيدان و اصحاب ايشان راه را براي درک پيام عاشورا هموارتر کند.

انتشار مقتل «تشنه لبان» را بهانه اي براي واکاوي مقتل خواني و گفتگو با حميد گروگان در خصوص اين اثر قرار داديم که بيش از 10 سال براي تهيه آن زمان وقت صرف کرده است:
* مقتل و يا به عبارت صحيح تر مقتل خواني چه مفهومي دارد؟
** اصطلاح مقتل به معناي محل قتل است و معمولاً به آنچه درخصوص وقايع عاشورا و رخدادهاي مستند در اين مورد که سينه به سينه نقل شده و چگونگي شهادت امام حسين(ع) و ياران باوفاي آن حضرت را در بر مي گيرد، اطلاق مي شود. مقتل خواني نيز به مقتل هايي که به دست ما رسيده است و توسط سخنرانان و يا مداحان خوانده مي شود اطلاق مي گردد.
* چرا در طي تاريخ اين همه مقتل نوشته شده و چه کساني اين مقاتل را نوشته اند؟
** تعدد مقتل ها پس از واقعه عاشورا در سال 61 هجري به دليل آن است که شيعيان به تمامي ائمه و بويژه سالار شهيدان بواسطه کار بزرگ ايشان تعلق خاطري قابل توجه دارند، بويژه ايرانياني که به سرعت اسلام را پذيرا شدند و به دليل آزاديخواهي خويش تفکر شيعي را برگزيدند.
اين مظلوميت و حماسه عظيم با فرهنگ خداجويانه ايراني پيوند خورد و تمامي عاشقان اين راه و آنان که تحت تأثير حرکت امام(ع) قرار گرفته بودند سوگواري و انتقال و ثبت فرهنگ عاشورا را به عنوان وظيفه اي اجتماعي- تاريخي براي خويش قلمداد مي کردند.
ادامه نوشته

قمر بي مثال بني هاشم

نخل خوش قامت کربلا، فدائي ترين يار حسين(ع)، قمر بي مثال بني هاشم، عباس بن علي(ع) معروف به ابوالفضل يا ابوالفضايل بود. شعبه اي از روح والاي حسين(ع) بود و شعله اي از عشق راستين او را به سينه داشت. عشق و علاقه او به حسين(ع) وراي اخوت و برادري اش بود. عشقي دوسويه با پيشينه اي ديرينه.وقار و ادب او در برابر امام(ع) به گونه اي بود که هيچ وقت امام حسين(ع) را برادر صدا نمي کرد. هميشه او را مولا و سرور مي خواند. و امام برحق و راستين خود مي دانست. از طرفي امام حسين(ع) هم همين طور سرشار از ارادت و عشق به عباس بود.وقتي عازم کربلا بودند در بين راه، امام(ع) وقتي مي خواستند برادرشان عباس(ع) را صدا بزنند، مي فرمودند: کجاست برادرم؟ قهرمان سپاهم؟ کجاست قمر بني هاشم؟ و(عباس«ع») هميشه لبيک گويان جواب امام(ع) را مي داد. حتي براي لحظه اي از حمايت امام حسين(ع) دريغ نداشت. هميشه با شمشيري آخته پشت سر امام حسين(ع) حرکت مي کرد.هيچ وقت از همراهي امام(ع) منصرف نشد و هيچ وعده اي از وعده هاي بني اميه به چشم او ننشست. حتي آن شب عاشورا که شمر لعين به نزديک خيمه هاي ابي عبدا...(ع) آمده بود و پسران خواهرش را صدا مي زد و به خيال خودش برايشان امان نامه آورده بود، عباس(ع) مثل شير ژيان بر او خروشيد و امان نامه کودکانه اش را پيشکش بي شرمي و وقاحتش نمود که: براي من امان نامه مي فرستي، در حالي که فرزند رسول خدا(ص) را بي امان مي داني؟ نفرين بر تو و بر امان نامه ات! و حسين(ع) اين دلاورمرد سپاه خود را چه خوب مي شناسد و چه خوب مي داند که پرچم عاشورا به رشادت کدامين قامت بيشتر مي نشيند.

پرچمي که نمادي از آزادي و عزت است و در برابر ذلت و زبوني دوران علم شده است، پرچم ايماني که به مقابله با کفر آمده است و حسين(ع) اين پرچم وزين و آسماني را به بازوان عباس(ع) مي سپارد. بازوان نستوهي که آن چنان براي حسين(ع) علمداري مي کند که يزيد در شگفتي اش مي ماند. وقتي وسايل غارت شده شهداي عاشورا را به شام پيش يزيد مي برند مي بيند که همه وسايل شهدا و حتي علم عباس(ع) آماج تيرها شده است. اما دسته علم سالم مانده است. گويا هيچ تيري به آن اصابت نکرده است. يزيد بسيار شگفت زده مي شود که چگونه است تيرهاي دسته علم همه بوسه بر دست علمدار مي زده اند و او علم حسين(ع) را حتي لحظه اي به زمين نگذاشته است؟ !! اينگونه وفاداري و غيرت است که تاب بر عطش کودکان نمي آورد.وقتي کودکان خردسال حسين(ع) را مي بيند که چگونه خاک گرم دشت بلا بر لبهاي خشکيده شان نشسته و چقدر عطشانند پاي بر رکاب مي گذارد و مشک به دوش مي گيرد و صف شکنانه خود را به فرات مي رساند. و مشک آب کودکان حرم را پر از آب مي کند اما همين عباس دلاور و صف شکن را مي بينيم که موقع برگشت راه به نخلستانها مي گيرد و صف شکنانه نمي آيد چرا که مشک آب گلشن حسين(ع) را به همراه دارد و مي خواهد آن را به سلامت به مقصد برساند و آنقدر ايثارگر است که اين مشک را از چشم خود بيشتر مي پايد اما وقتي که تير عناد يزيديان به مشک آب کودکان هم رحم نمي کند، مي بينيم که چشم عباس بي فروغ در بدرقه آب فرو مي پاشد. ديگر چشم نمي خواهد مگر چشمان حيدري او چقدر تاب بر عطش کودکان دارد؟! کربلا عشق است و من اندر احرام
شد در اين قبله عشاق دوتا تقصيرم
دست من خورد به آبي که نصيب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصويرم
بايد اين ديده و اين دست دهم قرباني
تا که تکميل شود حج من و تقديرم

افول غيرت ديني عامل ماجراي عاشورا

چه اتفاقي افتاد که جامعه اسلامي که با محوريت پيامبر اعظم(ص) شکل گرفته بود و بنيادهاي جاهليت را تغيير داده بود، بعد از گذشت پنجاه سال از رحلت آن بزرگوار، به جايي رسيد که نوه محبوب او را با فجيع ترين وضع به شهادت رساندند؟ پرداختن به اين پرسش، بي شک بسياري از حقايق زمانه بعد از رسول ا... را روشن خواهد کرد؛ حقايقي که اگر آن روز از سوي مردم ديده مي شد، بدون ترديد حادثه عظيم کربلا رخ نمي داد، اما عدم درک حقايق و تحريف وقايع از سوي دستگاه حاکم باعث شد تا حقيقت به کلي وارونه شده و در نيم روز در صحراي کربلا، خاندان رسول ا... در جنگي نابرابر و با مظلوميت تمام به شهادت برسند.
متأسفانه بعد از رحلت رسول خدا، معنويت و نورانيتي که ايشان بنا نهاد در جامعه اسلامي رو به زوال و کمرنگ شدن نهاد. مقام معظم رهبري در يکي از سخنراني هاي خود با اشاره به اين انحراف جامعه آن روز، به زيبايي، وضعيت کمرنگ شدن معنويت در جامعه را توصيف مي کنند:« دو عامل از عوامل اصلي اين گمراهي و انحراف، عمومي است: يکي دور شدن از ذکر خدا که مظهر نماز است، يعني فراموش کردن خدا و معنويت از زندگي و فراموش کردن خدا و جدا کردن حساب معنويت از زندگي و فراموش کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب توفيق از خداي متعال و توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدايي از زندگي. و عامل دوم، اتبعوالشهوات است».
مسأله بعدي که ذيل همين عنوان کمرنگ شدن معنويت مي گنجد، بحث افول غيرت ديني اينهاست. غيرت به معناي دفاع از هر آن چه محبوب است، در برابر دشمنان و کساني که چشم طمع بدان دارند. اما باز هم ما شاهد اين بوديم که با وجود اينکه بارها رسول خدا بر اين مسأله تأکيد کرده بود، اما بعد از ايشان، مردم، غيرت ديني خود را از دست داده، مسامحه کار و تساهل گر شده و در مقابل منکرها و عدم انجام معروف ها سکوت مي کردند، و همين بود که امام حسين(ع) در هنگام خروجش از مدينه به سوي مکه به برادرش محمد بن حنفيه نوشت که: هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علي بن ابي طالب است. اين سخن امام به خوبي گوياي وضعيت آن روز جامعه و مردم آن است که از عوامل شکل گيري حادثه خونين کربلا شد.

حضرت عباس(ع) نشان وفاداري

عباس بن علي(ع) که از مکتب درخشان اسلام درس ادب آموخته بود و از اين ويژگي در تمام مراحل زندگي خويش بهره مي برد، ارادت ويژه اي به مولاي خود امام حسين (ع) داشت. آن بزرگوار هيچ گاه بدون اجازه در کنار امام حسين(ع) نمي نشست و پس از اجازه از آن حضرت نيز، مانند بندگان، دو زانو در برابر مولايش مي نشست. همچنين روايت شده که در طول 34 سال عمر پربرکت خويش، هرگز امام حسين(ع) را برادر خطاب نکرد، بلکه با تعبيراتي مانند «سيدي»، «مولاي» و «يابن رسول ا... » به کار مي برد. قمر بني هاشم به صفت الهي ايمان و خدامحوري آراسته بود. بهترين دليل بر اين امر اين است که امام صادق(ع) در آغاز زيارت نامه حضرت عباس، او را با صفت ايمان خوانده و در پايان، بر ايمان و بصيرت والاي ايشان گواهي داده و فرموده است: «شهادت مي دهم که تو لحظه اي از خود سستي نشان ندادي و برنگشتي، بلکه روش تو بر ايمان و بصيرت در دين رقم خورده بود». عباس (ع) استعدادي شگرف و قابليتي فراوان در فراگيري معارف الهي داشت، نزد استادي درس گرفت که منبع علم الهي و يگانه وارث علوم حضرت رسول و يگانه روزگار در نشر معارف الهي و تعليم اخلاق نيکو و نشر احکام اسلام و زدودن ابرهاي تيره جهل بود. او افزون بر بهره گيري از پرتو آفتاب ولايت علي(ع) ، در مدرسه امامت امام حسن و امام حسين تربيت شد و به دانش آموزي پرداخت. در روايتي از معصوم درباره آن حضرت آمده است: «آن حضرت در کودکي ] از پدر بزرگوار خويش [ علم آموخت، آن گونه که کبوتر، بچه خود را آب و غذا مي خوراند» و اين گونه است که امام صادق(ع) فرمود: «عموي ما عباس(ع) داراي بينش ژرفي بوده است».
پس از حضرت اباعبدا... الحسين(ع)، حضرت عباس(ع) ممتازترين شهيد عاشوراست و همان گونه که امام سجاد (ع) او را ستوده است، جايگاهي دارد که همه شهيدان به آن غبطه مي خورند. بسياري از بزرگان و انديشمندان شيفته بارگاه ابي عبدا... (ع) هنگام زيارت کربلا، نخست به آستان بوسي حضرت عباس مي شتافتند، سپس به زيارت امام حسين شرفياب مي شدند. آنان با اين کار، نخست رخصت زيارت امام را دريافت مي کردند ؛ زيرا عباس عليه السلام برآورنده حاجتهاي دوستداران امام خويش است.

عاشورا، سرشار از بصیرت انسان‌هایی است که امام زمانشان را رها نکردند

آیت الله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی گفت: گوشه‌ای بسیار مهم و ماندگار در تاریخ عاشورا بصیرت و آگاهی انسانی به نام «حّر» است که راه را به امام زمانش بسته بود اما با بصیرتی که خداوند متعال به او اعطا کرد از مسیر اشتباه برگشت و در تحصیل کمال انسانی، راهی را طی کرد که کم نظیر است تا جایی که حضرت اباعبدا...الحسین علیه‌السلام خطاب به وی فرمود: « انت حر کما سمتک امک».

رئیس قوه قضاییه افزود: آزادی به این معنا برای هر کسی رخ نمی‌دهد که انسانی بتواند این چنین از بندهای مادی و معنوی آزاد شود.

آیت ا... لاریجانی افزود: صحنه دیگر عاشورا خلوص و ایثار است. اصحاب حضرت در ایثار هیچ کم نگذاشتند واقعاً این صحنه‌ها را کجا می‌شود پیدا کرد. صحنه‌ای که برادری برای برادر از خلوص و ایثار هیچ باقی نگذارد. آنچه که اصحاب حضرت در عاشورا خلق کردند در کل تاریخ نمونه‌ای نداشته است.

وی افزود: در مورد حضرت ابوالفضل سلام‌ا... علیه آورده‌اند که ایشان «فلما رأی وحده الحسین قال یا اخی هل من رخصه فبکی الحسین بکائاً شدیدا» اباعبدا... مظلومیت او را می‌دید.

آیت ا... لاریجانی با اشاره به اینکه گاهی حتی معارف عرفانی نیز ممکن است سد راه آزادی و کمال انسان شود تاکید کرد: حادثه عاشورا سرشار از بصیرت انسانهایی است که در اوج فشارها و تهدیدات و تطمیع‌های دشمنان، امام زمانشان را رها نکردند و هر کدام نمونه‌ای بی بدیل از آزادگی و بصیرت را در تاریخ جاودانه کردند و این بصیرت عمیق الگویی پایدار برای تمام انسانها و مومنانی است که در مسیر زندگی خود با موانع و مشکلات و انحرافاتی مواجه می‌شوند.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به جریان فتنه بعد از انتخابات گفت: در جریان فتنه بعد از انتخابات دیدیم که افرادی با سابقه و گذشته همراهی امام و انقلاب، در دام فتنه افتادند و با همه فرصت و مجالی که به آنها داده شد اما باز هم در اشتباه خود باقی ماندند و هر روز بیانیه دادند و هنوز نیز بر عصبیت خود باقی هستند.

آیت ا... لاریجانی با تاکید بر اینکه « فرق است بین کسانی که اشتباه خود را جبران می‌کنند با کسانی که در اشتباه و عناد خود غوطه‌ور می‌شوند» گفت: در جریان فتنه بعد از انتخابات دیدیم که کسانی گاه شبیه بنی‌‌امیه عمل کردند و قرآن بر سر نیزه کردند و در روز عاشورا با شعار یا حسین بر تنها حکومت شیعی جهان شوریدند و از ولی زمانه سرپیچیدند و جریان منافقانه‌ای راه انداختند و حال بیانیه می‌دهند که در عاشورا مظلوم واقع شده‌اند.

رئیس قوه قضاییه افزود: اگر کسانی مدعی هستند که در روز عاشورا یا حسین یا حسین می‌گفتند باید از آنان پرسید این یاحسین آنان در مسیر حق بوده یا در مسیر باطل و قطعاً می دانند که امویان نیز در جنگ صفین قرآن را بر سر نیزه کردند اما اصحاب واقعی با بصیرت کامل در صحنه در کنار ولی زمان باقی ‌ماندند و خطا نکردند، در حالیکه آنان نیز می‌توانستند فریب قرآن های بر سر نیزه را بخورند و بدون بصیرت و شناخت، از مسیر حق و حقیقت خارج شوند.

در ادامه جلسه در خصوص مشکلات و شرایط گزینش و استخدام کارمندان قوه قضاییه وشرایط رسیدگی به تخلفات کارکنان اداری دستگاه قضایی بحث و بررسی و مقرر شد در جلسه مشترک معاونت اداری‌ ـ‌ مالی قوه قضاییه و هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری در دادگستری‌ها و سازمانهای وابسته به قوه قضاییه این شرایط بررسی و گزارش نهایی آن جهت ارائه به جلسه مسئولان عالی قضایی تهیه شود.

آيين نخل برداري

استان يزد يکي از مناطقي است که آيين عزاداري شهادت امام حسين (ع) در آن به شکل ويژه اي برگزار مي شود و نخل برداري يکي از آيينهاي کهن آن به شمار مي رود.مراسم نخل برداري در برخي شهرستانهاي استان نظير مهريز و تفت به شکل ويژه اي برگزار مي شود و اين مراسم هر ساله از سراسر کشور حتي از کشورهاي خارجي نيز بازديدکنندگان بسياري دارد. اعتقاد و باور مردم به مراسم نخل برداري، اين مراسم را به يکي از اصلي ترين برنامه هاي عزاداري اين استان تبديل کرده است و شور و شوق به امام حسين (ع) و خاندان و ياران ايشان در اين مراسم به چشم مي خورد. اين مراسم به طور معمول در روز دهم محرم و بعد از بجا آوردن نماز ظهر عاشورا برگزار مي شود، اما مراسم نخل برداري در نقاط مختلف استان يزد با توجه به برداشتها و سمبل هاي نخل متفاوت است. نخل که چوب بستي بزرگ به شکل برگ درخت است، براي مردم يزد نماد عزاداري امام حسين (ع) و در خارج از حسينيه ها و تکاياي بزرگ در طول سال معمولاً نخلي بزرگ نگهداري مي شود.
براي برگزاري اين آيين ويژه کار سياه پوش کردن نخل و تزئين آن با آينه و گل و نخ هاي رنگي تقريباً از نخستين روزهاي ماه محرم آغاز مي شود و جوانان با شور و شوق خاصي اين کار را انجام مي دهند و البته اين اقدام هر ساله با مراسم ويژه اي آغاز مي شود. يکي از رؤساي هيأتهاي مذهبي استان يزد در مورد مراسم نخل برداري گفت: «نخل» چوب بستي عظيم به شکل برگ درخت است، اما شباهتي به برگ درخت خرما ندارد.
اسلامي اظهار داشت: در دهه اول محرم و يا در دهه آخر صفر، نخل توسط مردم عزادار مانند کشتي به حرکت در مي آيد و سه دور گرد ميدان نخل مي چرخد و آنگاه آرام آرام به درون آشيانه خود باز مي گردد.اسلامي ادامه داد: مراسم نخل برداري در بسياري از شهرهاي يزد مختص روز عاشوراست و در روزهاي ديگر نخل برداري انجام نمي شود. وي ادامه داد: اين مراسم هرسال با روضه خواني، سينه زني، عزاداري، پخش نذري، ذبح قرباني و دود کردن اسپند همراه است و در شهرستانهايي نظير تفت و مهريز باشکوه و عظمت خاصي برگزار مي شود.