ارتباط راز گونه ماه رجب و امام حسین(علیه السلام)

بعضی کلید واژه ها در فرهنگ اسلامی از چنان قداست و جایگاهی برخوردارند که دست یابی به حقیقت و ماهیت آنها به راستی و درستی امکان پذیر نیست، قلم فرسایی هایی که در حد تلاش انسان های بی بضائت صورت گرفته نیز نتوانسته حق مطلب را ادعا کند. کلید واژه هایی همچون امام حسین(علیه السلام) و ارتباط با یک ماه رحمانی از این موارد است. بازی با کلمات و عبارت پردازی به هر اندازه که زیبا باشد، اقرار به نقص و کاستی در خصوص این کلید واژه ها می کنند. باری به هر جهت، آب دریا را اگر نتوان کشید....هم به قدر تشنگی باید چشید.

، کربلا، زیارت امام حسین، حرم امام حسین، رجب

ارتباط راز گونه دو کلید واژه رحمانی

وقتی صفحه های معارف اسلامی را آهسته آهسته ورق می زنیم، به این مطلب می رسیم که خدا دنبال بهانه می گردد، تا اینکه خیل کثیری از بندگان را مورد عفو و بخشش خود قرار دهد، و آنها را از اقیانوس لطف و کرم خود بهره مند سازد، امام حسین (علیه السلام) وماه رجب از جمله بزرگترین و زیباترین بهانه های خدا برای بخشش اند. این بهانه را به راستی می توان در روایات اسلامی مشاهده کرد، در روایت قدسی از خدای متعال این چنین نقل شده است: «الشَّهرُ شَهری و العَبدُ عَبدی و الرَّحمَةُ رَحمَتی فَمَن دَعانی فی هذَا الشَّهرِ أجَبتُهُ و مَن سَألَنی أعطَیتُهُ؛[1] ماه(رجب)، ماه من، بنده، بنده من، و رحمت، رحمت من است؛ هر كه در این ماه مرا بخواند، اجابتش كنم و هر كه حاجت آورَد، عطایش كنم.»

ادامه نوشته

علت جاودانگی امام حسین (ع)

روایات فرآوانی در ذکر آثار زیارتی حرم مطهر امام حسین علیه سلام و اهمیت سرزمین کربلا ذکر شده است که در این مقاله احادیث و بیاناتی را از آیت الله بهجت ره تقدیم کاربران  گرامی خواهیم کرد.

حریم

عن النبى (ص) قال:و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)

پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: کربلا پاک‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‏‌ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.

ادامه نوشته

سفینه نجات

ارادت و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (س) می تواند در همه احوال و مراحل زندگی دستگیر انسان بوده، بویژه سید الشهداء (ع) که به مصداق روایت« مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی كَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ‏»(2) کشتی نجات بندگان است

 

هر چند اهل بیت عصمت و طهارت (س) از نور واحد هستند، اما شرایط زمانه باعث می گردید تا جنبه ای از شخصیت آنان تجلی پیدا کند و به فعلیت برسد و در نتیجه مظهر یک اسم از اسمای الهی گردند .

 

با این حال باید گفت، تنها راه نجات از گرفتاریها و پرتگاههای سقوط ، سوار شدن بر کشتی اهل بیت (ع) و تمسک به این ریسمان محکم الهی در کنار تمسک به قرآن می باشد، همان راهی که رسول خدا (ص) برای ما ترسیم کردند و فرمودند:

 

«إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ »ْ(1)

ادامه نوشته

دنیا چیست؟ و با آن چه باید کرد؟

از آموزه هایی که در متون دینی فراوان به چشم می خورد و بسیار بر آن تاکید شده است دوری از دنیاست. این آموزه آنقدر در تربیت انسان جدی و مهم است که بیزاری از دنیا بعد از شناخت خداوند و شناخت پیامبر او برترین عمل شمرده شده است؛ عملی که انسان را بیش از سایر عبادات به خدا نزدیک می کند.

امام سجاد
امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:

«ما مِن عَمَلٍ بَعدَ مَعرِفَةِ اللّهِ جَلَّ و عَزَّ و مَعرِفَةِ رَسولِهِ أفضَلَ مِن بُغضِ الدُّنیا»

[1] ؛ بعد از شناخت خداوند و شناخت پیامبر او، هیچ كارى برتر از بیزارى از دنیا نیست.

سوالی که همواره در بحثهای اینچنینی مطرح می شود سوال از چیستی این دنیاست؟ پاسخ نادرست به این سوال سبب می شود تا برخی گمان کنند که اسلام دستور به رهبانیت و ترک دنیا می دهد و حال اینکه یکی از اصول برنامه های اسلام، نفی پدیده کناره گیری از مردم و ترک دنیاست. امام صادق علیه السلام در روایتی با تعبیر « وَ لَا رَهْبَانِیَّةَ وَ لَا سِیَاحَةَ»[2]، ساحت مقدس اسلام را از گوشه گیری و صحرا نشینی (از مردم کناره گرفتن) مبرا دانسته است.

ادامه نوشته

شکست هیمنه ستم

در تاریخ سابقه دارد كه امیران و فرمانروایان و پادشاهان چون عملى انجام مى ‏دادند كه مردم را به خشم مى ‏آورد، تلاش مى‏ كردند كه براى تثبیت اقتدار خود انجام آن عمل زشت را به دیگران نسبت داده و خود را تبرئه كنند! و در همین راستا یزید پس از خطبه عقیله زینب علیهاالسلام و خطبه على بن الحسین علیه ‏السلام و اعتراض ابوبرزه اسلمى و همسر خود هند و دیگران،

حضرت زینب

 به ناگهان مشى سیاسى خود را تغییر داد و قتل امام حسین علیه ‏السلام را به عبیدالله بن زیاد نسبت داد و مى‏ گفت: «لعن الله ابن مرجانة!»

. چنانکه هند - دختر عبدالله بن عامر -همسر یزید مى‏ گوید: شبى در خواب دیدم كه درى از آسمان گشوده شد و فرشتگان گروه گروه فرود آمده و در كنار سر مقدس امام حسین علیه ‏السلام گرد آمدند و زمزمه مى ‏كردند كه: «السلام علیك یا اباعبدالله! السلام علیك یابن رسول الله!» در این حال پاره ابرى را دیدم كه گویا از آسمان فرود آمد كه مردان زیادى بر آن سوار بودند و در میان آنان مردى را دیدم نورانى، با چهره ‏اى همانند قرص ماه كه خود را بر روى سر مبارك امام انداخت و لب و دندانهاى حسین علیه ‏السلام را مى بوسید و مى‏ گفت:

«اى فرزندم! تو را كشتند، و تو را نشناختند، و تو را از خوردن آب بازداشتند؟ اى فرزندم! من جد تو رسول خدایم، و این پدرت على مرتضى، و این برادرت حسن، و این عمویت جعفر، و این عقیل و اینان حمزه و عباس هستند، سپس نام سایر اهل بیت را یكى پس از دیگرى بر شمرد».

ادامه نوشته

حق بر فراز منبر

حق بر فراز منبر

خطبه حضرت امام سجاد علیه السلام در شام

روز جمعه، یزید یكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به امام على و امام حسین علیهما‏السلام اهانت نماید و در ستایش معاویه و یزید سخن براند، و آن خطیب چنین كرد.
امام سجاد
بدگوئى و بى شرمى را كه از حد گذراند امام سجاد علیه السلام از پایین منبر صدایش را با اعتراض بلند كرد و فرمود:«ویلك ایها الخاطب! لقد اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فتبواً مقعدك من النار؛ (1)

 

واى بر تو اى خطیب! كه خشنودى مخلوق را بر خشم خدا برگزیدى، پر باد جایگاهت از آتش دوزخ.

پس از اعتراض، خطاب به یزید كرد و فرمود:

«یا یزید! ائذن حتى اصعد هذه الاعواد، فأتكلم لله رضى، و لهۆلاء أجر؛

اى یزید! اجازه بده من نیز بر فراز منبر مطالبى بگویم كه در آن خشنودى خدا و مایه اجر و پاداش براى مستمعین باشد».

ادامه نوشته

در بند امّا آزاد !

در بند امّا آزاد !

خطبه آتشین زینب کبری علیهاالسلام در شام

دخت امامت، زینب کبری علیهاالسلام با ایراد خطابه تاریخی خود در کاخ یزید، با هنرمندی تمام، حضور یک زن مسلمان را به همراه عفت و ایمان در جامعه نمایان ساخت. تلاش برای احیای حق و اصلاح جامعه، تحریک مردم علیه فساد و ستم، تبلیغ در زمان اسارت و داشتن استقامت و اراده قوی، برخی از صفات برجسته و کمالات وجودی عقیله بنی هاشم در این خطابه است.
حضرت زینب
قهرمان کربلا با اینکه در حال اسارت بود و در مجلسی سخن می‌گفت که به او با چشم تردید و حقارت نگاه می‌کردند و فضای رعب و وحشت از قدرت یزید، مجلس را کاملاً فرا گرفته بود، نه تنها قدرت و حاکمیت پوشالی یزید را اصلاً به حساب نیاورد، بلکه آنچنان در سخنانش او را تحقیر و توبیخ کرد که گویا شخصیّتی بزرگ، با کودکی خردسال صحبت می‌کند.

آن بانو با توجه به مسئولیتی که بر عهده داشت، بدون توجه به اوضاع بحرانی شام و مشکلات و مصائب خود، با آمادگی کامل، همانند شیری غرّنده از جا برخاست و با صدایی رسا و آهنگی زهرا گونه، خطبه کوبنده خود را - که هر شنونده‌ای را به تحسین وا‌می‌داشت - با اعتماد به نفس کامل به پایان برد.

ادامه نوشته

آه از مجلس نامردان

قبل از آنکه اهل بیت علیهم السلام را وارد كاخ یزید لعین نمایند او بر تخت و جایگاه مخصوص خود تكیه زد و دستور داد بارگاه را آراستند، انواع و اقسام شراب ‏ها را در بارگاه چیده و آلات قمار و شطرنج و نَرد را حاضر كردند و هر یك از سفراء روم و ایلچیان فرنگ را كه قبلا دعوت كرده بود بر كرسى ‏ها نشاند و تمام اكابر و وزراء و اعیان و رجال مملكتى در اطراف و چهار گوشه بارگاه روى كرسى‏ ها و تخت ‏ها قرار و آرام گرفتند و مطربان و نوازندگان را در مجلس آوردند و هر كدام به نوعى به تغنى و نواختن ساز مشغول شدند. سپس امر كرد اسراء را بیاورید.
امام سجاد
پس از وارد نمودن اسیران به مجلس یزید، ایشان را در مقابل او نگاه داشتند، امام سجاد علیه ‏السلام به یزید فرمود: اگر رسول خدا ما را در این حالت ببیند گمان دارى با تو چه خواهد كرد؟

و فاطمه دختر امام حسین علیه ‏السلام فریاد زد: اى یزید! آیا دختران رسول خدا باید اینگونه به اسارت گرفته شوند؟

اهل مجلس با شنیدن این جمله از دختر امام به گریه افتادند به گونه ‏اى كه صداى گریه ایشان شنیده مى‏ شد.

یزید چون وضعیت را بدین صورت دید ناچار دستور داد دستهاى امام چهارم را باز كنند.

در این هنگام سر مبارك امام حسین علیه ‏السلام را در حالى كه شتشو داده و محاسن مبارك حضرت را شانه زده بودند، در تشتى از طلا قرار داده و در مقابل یزید گذاردند.

ادامه نوشته