هشدار سيدالشهدا(ع) به آثار مخرب اسلام اموي
همانطور که در تاريخ آمده از نامه ها و خطابه هاي سالار شهيدان به دست مي آيد که تنها هدف امام حسين(ع) احياي دين بود و تنها راه احياي دين نيز تأسيس نظام اسلامي در جامعه است و يگانه راه تأسيس نظام اسلامي نيز نثار و ايثار جان و مال است و تنها گروهي که آن هدف و اين راه را مي پذيرند، مردان الهي اند. برنامه قيام سالار شهيدان را تنها قرآن مجيد و سنت رسول خدا(ص) تنظيم و تدوين کرده است. جهاد خالص حسين بن علي(ع) همتاي جهاد ناب نبوي و علوي بود که جامعه آن روز تجربه کرده است.روش مناسب تربيتي اين است که ابتدا کسي به اين قانون عمل کند تا ديگران ببينند که مي شود به گونه اي زندگي کرد که دين خدا عزيزتر از حيات دنيا باشد.اين مطلب، تنها مسأله اي فکري نيست، بلکه بخشي از اين کار به عهده عقل عملي است. سالار شهيدان(ع) نمونه تام اين صحنه است. ايشان فرمودند: نفس کشيدن در فضاي ستم براي من دردآور است و زندگي در نظام گناه برايم تلخ و دشوار است. من از زندگي در نظام ستم به ستوه مي آيم؛ مانند پرنده زنداني در قفس صياد. من احساس مي کنم که در قفسم و از محبوس بودن در رنجم و براي آزادي کوشش مي نمايم.ادراک اين معنا زمينه جهاد را فراهم مي کند و تا زماني که مردم از خفقان رنج نبرند و در خود ضرورت پرواز را احساس نکنند و به ستوه نيايند، توان جنگ با ظالم را ندارند. بنابراين، جهاد با صرف مسأله جزم علمي حل نمي شود و سالار شهيداني مي خواهد تا جامعه انساني مصمم و عازم باشد. بشري که به همراه دو بال نظر و عمل، قدرت پر کشيدن دارد و احساس مي کند که در نظام سلطه و استبداد، استعمار، استعباد و استثمار باطل و جاهليت است و در زندان يا قفس جاهليت اسير است، بي صبرانه منتظر فراهم شدن دفاع از حق و براندازي باطل است.سالار شهيدان(ع) در نامه رسمي خود به مردم بصره مي نويسند:«من شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر او فرا مي خوانم؛ زيرا سنت خدا سنت پيامبر(ص) تبيين، تفسير، تعليل، اجرا و حمايت قرآن کريم است». تنها عامل پيروزي صوري طاغيان اموي بر امام حسين(ع) و تنها راه شکست ظاهري آن حضرت(ع)، همان اسلام امويان بود.از اين رو، سيدالشهدا(ع) بايد اين راز را بازگو کند که اسلام امويان، نابودي اسلام است. پس از اينکه سالار شهيدان خبر شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه را دريافت نمودند و معلوم شد که بدنهاي آن شهيدان را در کوي و برزن کوفه گرداندند و توده مردم با ابن زياد بيعت کردند، حسين بن علي(ع) به جاي گلايه عاطفي و قهر اجتماعي، صحنه سياست و مبارزه را ترک نکرده، بلکه مجدداً سخنراني نمودند و به مردم کوفه نامه نوشتند تا آنان بفهمند که در چه نظامي زندگي مي کنند.
آن حضرت چنين نگاشتند که: آيا نمي بينيد که از باطل پرهيز نشده و به حق عمل نمي شود. چنين مي بينم که زندگي با ستمکاران انسان را به ستوه مي آورد. تا کسي به ستوه نيايد، دست به اسلحه نمي برد... آگاه باشيد که در جاي بدبو زنداني هستيد؛ ولي شم سياسي نداريد و در فضاي مسموم و بسته با جناح مقصوص و پربريده به سر مي بريد. از اين رو، به ستوه نمي آييد. اگر بال و پر مي داشتيد، زندان شما را به ستوه درمي آورد؛ چنان که پرنده بي بال و پر از زندان رنج نمي برد، اما پرنده سالم از ميله هاي قفس احساس سختي دارد و به ستوه مي آيد.
نامه سالار شهيدان به مردم آن عصر براي اين بود که به آنان تفهيم کند امويان، پيشوايان جورند و حکومت آنها از سنخ حکومت ائمه جور است، همه تلاش سالار شهيدان(ع) تا آخرين لحظه اين بود که مردم را به حقايق آگاه کند. آن حضرت با اينکه مطمئن بودند پيک نامه رسان شهيد مي شود و نامه سالار شهيدان به دست مردم نمي رسد، از ارسال نامه درنگ نکردند؛ زيرا مي دانستند که قاصد آن حضرت پيام امام زمان خود را با خونش به مردم کوفه مي رساند و دشمنان نيز اين نامه را مي گيرند و در تاريخ ثبت مي کنند؛ چنان که چنين شد.
هر سال که به ماه های محرم و صفر نزدیک میشویم، گوئی دلم به لرزه می افتد که: