آموزه های قیام عاشورا

همان گونه که هر رخداد و واقعه اي، سرشار از درسها و عبرتهاي مختلفي است، حادثه عاشورا نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و درسهاي فراواني را در بر داشته است که توجه به آنها مي تواند راهگشاي جوامع اسلامي، بويژه جامعه اسلامي ما باشد. اولين درسي که امام حسين(ع) در روز عاشورا به امت خود و آيندگان داد، درس حفظ دين و فداکاري در راه حفظ و نگه داري از دين بود. به جرأت مي توان ادعا کرد امت پس از پيغمبر بتدريج، سير قهقرايي خود را آغاز کرده و در مسير انحراف و حتي انحطاطي افتاده بود که دين اسلام را به شدت به مخاطره افکنده بود؛ به گونه اي که از دين، جز نامي و نشاني باقي نمانده بود.
بنابراين، در حادثه عاشورا، شاهد درس مهم امام در رابطه با فداکاري در راه حفظ دين بوديم. درس ديگر حادثه کربلا، گذشت و فداکردن همه چيز، از قبيل جان و مال و ناموس و فرزندان در راه قرآن بود که امام با تأسي به رسول ا...(ص) در سفارش به عترت و قرآن، اين راه را نشان مردم زمانه خود و امت هاي بعدي داد.همگاني بودن و يکسان بودن مبارزه با دشمن در ميدان نبرد از ديگر درسهاي مهم حادثه عاشورا بود؛ بدين معنا که به تعبير مقام معظم رهبري، عاشورا به ما درس مي دهد که در ميدان نبرد حق و باطل، همه افراد، اعم از کوچک و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان، شريف و وضيع و امام و رعيت با هم در يک صف قرار مي گيرند. از ديگر درسهاي عاشورا، اين است که به مسلمانان نشان مي دهد جبهه دشمن با همه توانايي هاي ظاهري، بسيار آسيب پذير است؛ چنانکه جبهه بني اميه به وسيله کاروان اسراي عاشورا در کوفه آسيب ديد، در شام آسيب ديد و در مدينه نيز آسيب ديد و سرانجام، نهضت عاشورا، جبهه سفياني را فنا و نابود ساخت.درس مهم ديگري که توجه به آن، بخصوص براي جامعه امروز ما ضروري مي نمايد، بصيرت در دفاع از دين است؛ زيرا به تعبير رهبر معظم انقلاب، بي بصيرت ها بدون اينکه بدانند، فريب مي خورند و در جبهه باطل قرار مي گيرند؛ چنانکه در جبهه ابن زياد، افرادي بودند که جزو فاسقان و فاجران نبودند، اما از بي بصيرت ها به شمار مي رفتند. بي ترديد، توجه به اين درسها، يک ملت را از ذلت به عزت رهنمون مي سازد و به شکست جبهه کفر و استبداد منجر مي شود؛ زيرا اين درسها و پيامها، زندگي ساز هستند.

داستان کوچه ما

دوباره بچه هاي محل، دوباره استقبال، باز هم اتحاد، باز هم دست به دست هم دادن و شور و عشق.
جوانان کوچه ما مثل هميشه دست به دست هم داده اند و بار ديگر تصميم گرفته اند با ذکر «ياحسين» فضاي کوچه را با فضاي دلهاي اهالي محل همراه کنند. علي چشمانش را بسته و پرچم «يا حسين» را آرام آرام مي چرخاند؛ گويي مي خواهد با پرچم پرواز کند... عباس که تازه پيراهن مشکي اش را پوشيده و جارويي در دست دارد، با ورود به کوچه، به بچه ها خسته نباشيد مي گويد و بلافاصله مشغول جارو زدن گوشه اي مي شود. اکبر تازه از مدرسه برگشته. هنوز آبي که براي رفع خستگي به سر و صورتش زده خشک نشده که بدون معطلي خودش را به برادر کوچکش مي رساند، براي کمک به نصب پرچم «يا زهرا».
انگار داستان کوچه ما تمامي ندارد... حيرانم از اين چهره هاي غمگين و مصمم و اين همه اراده !
مگر چه شده که علي چنين با شور و عشق پلک ها را بسته و با عَلَمي قصد پرواز دارد؟...
مگر چه شده که عباس با آن همه برو بيايي که داشت حالا متواضعانه سياه پوش شده و جارو به دست...؟
مگر چه شده که اکبر از جانش مايه گذاشته براي نصب يک پرچم سبز...؟
آخر مگر چه شده که باد پرچم «يا زهرا» را در سردر کوچه چنين به حرکت درآورده...؟
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟

علت برگزاری اربعین فقط برای امام حسین چیست؟

سوال : علت برگزاری اربعین فقط برای امام حسین چیست ؟ چرا سایر امامانی كه به شهادت رسیده اند و یا پیامبر عزیزمان مستثنی است ؟

پاسخ : بله هر چند معصومین کلهم نور واحد هستند لیکن به طور كلی باید گفت عزاداری امام حسین (علیه السلام) با سایر امامان تفاوت دارد و این به دلیل گستره‌ی كمی و كیفی واقعه‌ی عاشوراست. وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان، حالات حاكمان مسلمان و ظلمهای آنان، تحقیر امت اسلامی، تشدید ظلم علیه شیعیانَ، فراموشی آموزه‌هایی چون امر به معروف و نهی از منكر، شیوع بدعتها، و ... از یك سو و موقعیت ویژه‌ی ابا عبدالله الحسین (ع) از جهت مظلومیت و تنهایی و نوع جنگ و برخورد فیزیكی با آن حضرت و اهل و عیال ایشان، درسهای تربیتی ، اجتماعی‌، سیاسی ، فرهنگی و دینی آن از سوی دیگر همه و همه شكل خاصی به این حادثه داده كه باعث شده كه پیامبر اكرم (ص) و حضرت زهرا و تمام ائمه‌ی اطهار ، بر احیای عزاداری آن حضرت تأكید فراوان داشته باشند. كه این تأكید به عزادارى بر حضرت سیدالشهدا(ع) به خاطر فلسفه‏ هاى سازنده و تربیتى متعدد آن است، از جمله:
1- زنده داشتن یاد و تاریخ پرشكوه نهضت حسینى
2- الهام بخش روح انقلابى و ستم ستیزى
3- پیوند عمیق عاطفى بین امت و الگوهاى راستین
4- اقامه مجالس دینى در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینى
5- پالایش روح و تزكیه نفس
6- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و... . اما این كه اشك و گریه خود به خود به وجود می‏آید یا باید با تلقین و برانگیختن احساسات ایجاد شود مقوله دیگرى است. مسلما هر مسلمان پاك طینتى با یادآوردن مصائب ابا عبداللَّه(ع) و عظمتى كه آن حضرت به وجود آورد، اشك سوز و گاه شوق میریزد. براى آگاهى بیشتر ر . ك: «حماسه حسینى» شهید مطهرى. موفق باشید.

من آن آقا را دوست دارم

محبت به اهل بیت (ع) دارایی است  که برای ما شیعیان از هر چیزی مهم تر است و دوست داریم این محبت و ارادت را به فرزندانمان نیز منتقل کنیم . اما اگر راه درست آنرا ندانیم ،ممکن است به هدفمان نرسیم.
چادر مشکی تور دورزی شده ی زیبایی رو سرم کرد و دستام رو گرفت و با هم حرکت کردیم . این اولین باری بود که چادر مشکی سرم می کردم و دوست داشتم مدام خودم را در آینه نگاه کنم . در راه مادرم مثل همیشه مهربان و صبور برایم قصه می گفت ، قصه هایی که بعد ها خوب درک کردم افسانه نیست واقعیت است هرچقدر هم که تلخ باشد.

مادرم اولین کسی بود که برایم از عاشورا گفت  ، با همان زبان کودکانه  ای که قشنگ ترین قصه های دنیا را می گفت. هنوز هم وقتی این ماه شروع می شود ناخودآگاه لباس مشکی ام را به تن می کنم . هنوز هم صدای طبل و بوی اسپند مرا می برد به روزهایی که کودکانه حسین (ع)را دوست داشتم.

ادامه نوشته

کربلا! مسافر تازه نمی خواهی؟!

 

 

کربلا مسافر تازه نمی خواهی؟
 
چقدر این شب های بی قراری دلگیرند

 

دلم دوباره مدام بهانه می گیرد

 

 

دلم باز بی تابی می کند

 

شاید پر پر شدنت را دلم بهانه گرفته است 

شاید دلم دوباره بی تاب بارگاه ملکوتیتان شده است

 

 

 

آقای من

مولای من

این شب ها دلم می خواهد همنوا با زیارت عاشورا، با بغضی که این روزها به گلویم چنگ انداخته چون شب های گذشته فریاد بزند، دوست دارم برای هزارمین بار چشمانم را ببندم و دلم را راهی کنم به سوی بارگاهتان ،به سوی بین الحرمین و بگویم مرا یاری جز شما نیست.

ای آقای من

ای مولای من

آری

بگذارید بگویم:

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
ادامه نوشته

اربعين در فرهنگ عاشورايي جايگاهی ويژه دارد

علاوه بر فرهنگ ايران زمين، كه در آن چهل عدد مشهوري است و تركيب‌هاي زيادي با اين عدد وجود دارد،در فرهنگ اسلامي‌نيز عدد چهل جايگاه ويژه‌اي دارد. به طوري كه در قرآن كريم چهار بار واژه اربعين به كار رفته است و در روايات نيز عدد چهل فراوان مطرح شده است و از برخي از روايات نيز استنباط مي‌شود كه چهل مبدا تحول است؛ مثل اينكه چهل روز غذاي حلال خوردن قلب را نوراني مي‌كند. تا چهل روز دعاي كسي كه لقمه حرام بخورد قبول نمي‌شود. اگر كسي چهل روز خالص براي خدا باشد، حكمت از قلبش به زبانش جاري مي‌شود و ... به همين ترتيب در فرهنگ عاشورايي، اربعين(چله) جايگاهي خاص دارد.

اربعين در فرهنگ عاشورايي چه جايگاهي دارد؟
در ميان آموزه‌هاي ديني، عزاداري بر سالار شهيدان و اقامه ماتم و سوگواري بر آن حضرت، از جايگاهي بلند برخوردار است. اهميت اين امر را مي‌توان در سخن بزرگان پي گرفت تا آنجا كه امام خميني(ره) فرمودند: گريه بر سيدالشهداست كه اسلام را زنده نگه داشته است.
اصلا خاستگاه اربعين كجاست و آيا قبل از اينكه اربعين امام حسين(ع) مطرح باشد، چنين مراسمي‌برگزار مي‌شده است؟
اربعين در فرهنگ ديني و تاريخ پيامبران نيز وجود داشته كه از آن جمله است گريه كردن آسمان در مدت چهل روز بر حضرت يحيي بن زكريا، اما در تاريخ از نخستين اربعين پيش از شهادت امام حسين(ع) اطلاعي در دست نيست. در تاريخ و سيره نبوي هم در اين باره نمونه اي سراغ نداريم. حتي بر شخص پيامبر(ص)، حضرت زهرا(س)، امام علي(ع) و يا امام حسن(ع) نيز اربعيني گزارش نشده است. از اين رو اربعين در فرهنگ عاشورا منزلت ويژه اي دارد.
با توجه به اين امر، اربعين حسيني از چه زماني شروع شده است؟
در اينجا دو بحث قابل طرح است؛ ‌نخست مستحب بودن زيارت اربعين و ديگري چرايي و مبدا زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين است.
درباره استحباب زيارت اربعين بايد توضيح دهم كه بر اساس روايات و احاديث، امام صادق(ع) زيارت اربعين را به صفوان جمال آموزش داد و وي را به زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين سفارش نمود. همچنين امام حسن عسكري(ع) در يكي از فرموده‌هاي خود، علايم و نشانه‌هاي مومن و شيعه را پنج چيز بيان فرمودند كه يكي از آن‌ها زيارت اربعين است.
در متون و منابع، چه وقايعي را براي چرايي مبدأ زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين آورده‌اند؟
در منابع كهن دو واقعه را مبدأ زيارت امام حسين(ع) دانسته‌اند؛ اول اينكه اربعين روز بازگشت اسراي كربلا از شام به مدينه بود و ديگر اينكه اربعين روزي بود كه جابر بن عبدا... انصاري مزار امام حسين(ع) را زيارت كرد.

عاشوراي متفاوت

اگر چه تکرار عاشورا، خود متفاوت است اما براي ما، انگار عاشوراي امسال متفاوت تر است. آن چنان که احساس خويشاوندي ما را با کربلا قوي تر مي کند.

شايد دندان هاي تيز يزيديان زمان که همراه چنگ هاشان به ما نشان مي دهند راز اين تفاوت افزون تر است. شايد تيرهايي که هر روز در چله مي کنند و شمر گفته هايي که از زبان زورمداران باطل کردار استکبار بيرون مي آيد، ما را به اين فهم مي رساند که عاشورايي متفاوت تر از هميشه، حتي از دوران دفاع مقدس در پيش داريم. شايد خدعه ها و فريب هاي جنگ نرم دشمن رويکرد ما را به عاشورا رازآلودتر کرده است تا از حماسه اي که امام حسين(ع) در جهاد نظامي و جنگ سخت و مهم تر از آن در جهاد اکبر و جنگ نرم خلق کرد و امروز کاراترين نسخه حسيني بودن است، بهره اي افزون تر بگيريم و با تمام قوا براي پنجه در پنجه شدن با يزيديان برخيزيم و همين شوق ايستادن عاشورا و کربلا را برايمان چنين متفاوت کرده است.فرقي نمي کند، مهم اين است که بدانيم، در راهي که در پيش گرفته ايم، محرم متفاوتي خواهيم داشت و از اين آزمون نيز کساني سر فراز بيرون خواهند آمد که حسيني زندگي کردن را نه در شعار که درعمل محقق سازند کساني که اهل «کتاب» باشند و بر اساس آن «حساب» کنند تا سنگ هاي ترازويشان بر اساس معيار حق باشد والا حساب و کتاب وقتي که سنگ ها بر اساس معيار مادي باشد، ما را از حسين(ع) دور خواهد کرد، چنان که در کربلا، بسياري را به سوي سپاه دشمن کشاند. آن ها حساب کرده بودند و سنگ ها به ترازو گذاشته بودند و خيلي هاشان هم بر اساس اين حساب و کتاب به کربلا آمدند که گوشه اي خواهند گرفت و تيغ بر روي حسين نخواهند کشيد تا به عقوبت گناه امام کشي گرفتار نشوند، اما مي روند تا ماندنشان را تمرد از امر يزيد نشمارند و به چهارميخشان نکشند حساب و کتاب هم کرده بودند، اما نتيجه اي جز مردودي در کارنامه شان ثبت نشد و نشاني جز لعنت نگرفتند چه در کربلا، هرکس با حسين(ع) نبود يزيدي و باطل بود حتي اگر تيغ نکشيده باشد، سنگ نينداخته باشد و دهان بر هلهله و چشم بر تماشا هم بسته باشد در کربلا هر چه جز حسين(ع) بود، باطل بود حالا به هر شکلي که بود فرقي نمي کند. بگذريم....

امروز هم و همه روزهايي که در پيش است نيز همين قاعده جاري است. هرکس با حساب و کتاب کوفي منشانه رفتار کند، پاسخش نيز همان خواهد بود؛ مردودي ابدي، اما اگر حساب و کتاب درست باشد، حر را از سرداري سپاه يزيد، به جلوداري سپاه حسين(ع) مي رساند و زهير بن قين را از دروازه جهنم تا قلب بهشت برمي کشد. اگر حساب و کتاب بر اساس آموزه حسين(ع) باشد انسان را به سرفرازي جاويد مي رساند، اصلا سرفرازي هر انسان درست به همان اندازه اي است که بتواند حسيني زندگي کند، يادمان باشد، قرار نيست فقط حسيني مردن عزت آفرين باشد، که اين عزت بزرگ هم سرانجام حسيني زندگي کردن است.کساني مي توانند در شمار هفتاد و سومين ياور حسين نام خود را ثبت کنند که در زندگي الگويي جز او برنگزينند و رفتاري خلاف مشي حسين(ع) نداشته باشند. چه نمي شود حسين باور بود، اما يزيدي کردار، اين نشدني است، پس بايد بنشينيم در رفتار خود تامل و در مشي خود تفکر کنيم و اگر خداي نکرده در سبک زندگي ما، نشانه هايي از يزيد هست آن را بزداييم و بر مولفه هاي حسيني زندگي خود بيفزاييم.شاخص اين سنجش هم کلام مولاست آن جا که در چرايي نهضت خود، مي فرمايد «آيا نمي بينيد به حق عمل نمي شود و از باطل رويگرداني نيست» پس وقتي اوضاع چنين است وظيفه امام، اصلاح طلبي در امت اسلام و قيام براي احياي حق و ميراندن باطل است به هر قيمتي که باشد، ماجراي کربلا، ماجراي امروز ما نيز هست بايد اهل حق باشيم و هر کجاي جهان که به حق عمل نمي شود بر آن بشوريم اين نيز مستلزم آن است که اول از خود شروع کنيم حق را به تمامه در زندگي جاري و پهنه حيات مان را از ناحق پاکيزه کنيم. آن وقت براي اصلاح ديگران بکوشيم چه هيچ کس نمي تواند با دستمال آلوده شيشه اي را پاک کند، هيچ کس از راه باطل به حق نمي رسد، پس دست و دل و دستمال مان را بشوييم و راه حق را در پيش گيريم و نقش خود را در عاشورا تعيين کنيم.

اين سيره شهدا بود اول خود را ساختند بعد در آسمان عزت به پرواز پرداختند، زندگي خود را با ولايت معنا کردند رابطه خود را با پرچمدار عزت حسنه کردند، نماز حيات خود را به امامت حق اقامه کردند و چنين بود که شايسته عزت شهادت شدند و با حيات و شهادت خود نقشه هاي دشمن را نقش برآب کردند تا خاک وطن از لوث وجود بيگانه پاک شود امروز هم در جبهه اي سخت تر از جنگ سخت، کلمات و تصاوير و خدعه ها و فريب ها به کار جنگ نرم هستند باز پناه گاه امن ما عاشورا و کربلاست، پس متفاوت تر از هميشه به عاشوراي امسال نگاه کنيم و نزديک تر از هميشه نقش خود را نسبت به ولايت بشناسيم و تعريف کنيم و به عمل درآوريم.حرف آخر؛ چنان در کنار ولي بمانيم که دشمن از ترس چنگ و دندان خويش بدزدد و جرات نکند به اين ملک، چپ نگاه کند. اينجا ديار شهيدان است، اين عمار مولا علي، و اين الحبيب و اين الزهير مولا حسين که تازه شود در کلام ولي فقيه، کجاييد اي شهيدان خدايي را که آقا زمزمه کند، دنيا بداند هزاران شهيد در قامت جوانان اين مرز و بوم قد خواهند کشيد و عمار و حبيب و همه شهدا را روسفيد خواهند کرد....

کربلا، نگاه تراژيک يا حماسي؟‏

آيا حسين‏بن‏علي (عليه‌االسلام) حادثه حماسي دارد يا ندارد؟ آيا شخصيت‏ حسين‏بن‏علي‌(ع) يك شخصيت حماسي هست يا نيست؟ ما بايد شخصيت حسين‏(ع) را كه براي ما يك شخصيت انساني است‏ بشناسيم . اين مرد كه ما هر سال به نام او وقتها صرف مي‏كنيم، پولها خرج‏ مي‏كنيم، روزها تعطيل مي‏كنيم، بايد خصوصياتش براي ما شناخته شود و از جمله خصوصيات او همين است كه آيا حسين عليه‏السلام يك شخصيت حماسي هست‏ يا نه؟ آيا ما بايد با وجود حسين(ع) و سرگذشت او يك احساس حماسي‏ داشته باشيم، يا يك احساس تراژدي، مصيبت، رثا و نفله‏شدن؟
‏توضيح و تبيين: حسين(ع) يك‏ شخصيت حماسي است اما نه آن‌طور كه جلال‏الدين خوارزمشاه يك شخصيت حماسي‏ است و نه آن‌طور كه رستم افسانه‏اي يك شخصيت حماسي است. حسين(ع)يك شخصيت حماسي است، اما حماسه انسانيت، حماسه بشريت، نه حماسه‏ قوميت. سخن حسين(ع)، عمل، حادثه، روح و همه چيز حسين(ع) هيجان است، تحريك است، درس است، القاي نيروست، اما چه‏جور القاي نيرويي؟ چه‏جور درسي؟ آيا از آن جهت‏ كه مثلا به يك قوم بخصوص منتسب است؟ ! يا از آن جهت كه شرقي است؟ يا از آن جهت كه مثلا عرب است و غير عرب نيست؟ ! يا به قول بعضي از ايرانيها از آن جهت كه مثلا زنش ايراني است؟ ! اساسا در وجود حسين(ع) يك چنين حماسه‏هايي نمي‏تواند وجود داشته باشد و علت شناخته نشدن حسين(ع) هم همين است . چون حماسه او بالاتر و مافوق اين‌گونه حماسه‏هاست، كمتر افراد مي‏توانند او را بشناسند . حالا ببينيم كه واقعا چطور است؟ شما در جهان يك شخصيت حماسي مانند شخصيت حسين(ع) از نظر شدت حماسي بودن و از نظر علو و ارتفاع حماسه يعني جنبه‏هاي انساني نه‏ جنبه قومي‏وملي پيدا نخواهيد كرد . ‏