آیادیگرسال قمری، محرم ندارد؟

قلب ها می تپد و هر لحظه منتظر خبری است.آیا ما نیز قربانی می شویم.در دنیایی که هیاهوی خوک صفتان سیاست مدرن وابزارشان یعنی تکنولوژی و تبلیغات ابر رسانه ای، ملتها و تفکراتشان را به زانو در می آورد.

بایستیم وادامه دهیم؟
یا قبل از اینکه مارا چون جنگجویی اسیر، دست بسته به دادگاه دهکده به اصطلاح جهانی ببرند و حکم عدم تنفس برایمان صادر کنند،درهای گفتمان مسالمت آمیز را باز کنیم و مانند یک ملت متمدن و نه غوغا سالاربنشینیم و دم از تفاهم بزنیم.
درست است، می دانیم که گفتمان با یک جانی زور مدار که اسلحه به روی شقیقه مان گذاشته و می گوید یا گفتگو کن یا تورا می کشم مسخره کردن خودمان است. اما چه کنیم که حفظ حیات واجبتر از درگیری با یک خون آشام است. شاید بشود کمی بازیرکی با زورمدار بی احساس کنار آمد .او کار خودش را بکند و ماهم کار خودمان...................؟
(( من مرگ را دردرکنار ظالمین جزسعادت وزندگی را جز شقاوت نمی بینم)) این حرفها چیست، اینها افراط است. اگرکمی بیاندیشی خواهی دید که زندگی در این دنیا اینقدر ها هم سخت نیست فقط کمی مماشات با انسانها را می طلبد.
((کسی که آماده دادن خون قلبش است وخود را برای دیدار خدا آماده کرده است همراه ما بیاید)). چه می گویی مگر چه خبر شده است که این همه دم از خونریزی می زنی. زمان این حرفها گذشته و اکنون دنیا بر محور گفتگو حرک می کند . می دانی اگر این حرفها در رسانه ها پخش شود دیگر کسی از ما حمایت نمی کند.
وما کجاییم؟ البته مقصر هم نیستیم. چرا که پدرانمان نبودند که از کودکی ما را با این گفته های حسین(ع) آشنا کنند، پیراهن سیاهی پوشیدیم و زنجیری گرفتیم و گفتند بزن بر شانه ات و ما نیز در دنیای کودکانه مان از خود می پرسیدیم که لذتِ در میان دوستان بودن جای خود. اما این دانه های به هم پیوسته آهنین که بر شانه من می خورد آیا جز درد آوردن شانه، فایده دیگری هم دارد. وآن وقت کسی نبود که بگوید زنجیر را بر این پشت باید زد که آماده سنگینی غم بشریت باشد و آن دانه های آهنین به هم پیوسته که خروشان در هر کوی با ندای یا حسین عجین می شوند صفوف درهمِ انسانهای آزاده اند که اگر دین ندارند قلبی دردمند آنان را در کنارهم آورده است و فریاد آزاد زیستن را بر می آورند.آری آنزمان که با بچه های محل علامتی چوبی می ساختیم و آنرا به نوبت بلند می کردیم ونمی دانستیم که چرا ابتدای دسته عزاداری یک علامت حرکت می کند و در عصر عاشورا سر فرود می آورد ،جای پدرانمان خالی بود که بگویند این علامت غیرت و شجاعت و بینش است که به نوبت به دست جوانان شیعه بلند می شود و چون دیگر توانی برای یکی باقی نماند، دیگری به زیر آن می رود آنچنان که هیچ تغییری در حرکت آن پدیدار نمی شود و چون می بیند که نتوانسته از امامش دفاع کند و ظالمین جنگ را غالب شدند ، سر فرود می آورد.

پدرانمان نبودند ، چون وظیفه شان غوطه خوردن در مرداب وحشتی بود که جلادی نگون بخت فراهم آورده بود.همانجایی که اگر حسین نبود ، وآنان نیز نمی آموختند از او که مرگِ با عزت به از زندگی با ذلت است، شاید دیگر نمی شد این حرفها را بر زبان جاری ساخت که فکر کردن به این حرفها نیز جرم محسوب می شد. پدرانمان رفتند و خون قلبشان را دادند ،چون آماده ملاقات خدا شده بودند.کسی نبود به ما بگوید ، اما ما که می دانیم .نمی دانم چه کسی به ما فهمانده است.اما بالاخره ما می دانیم که رمز حسینی زیستن سر باختن است. می دانیم که زندگی بدون آرمان مردگی است.میدانیم و می خواهیم که فریاد حسین زنده بماند. دلیلش هم محرم است.محرم برای ما رنگی دیگر دارد ، چون حسین به رنگی دیگر است،وهر که حسینی است رنگی دیگر دارد،رنگ خدا((صبغه الله ومن احسن من الله صبغه)).
شیعه حسین میمیرد اما اسیر نمی شود چون آرمانش را از مولای خود فرا گرفته است.زینب اسیر نبود بلکه اسیر گرفت.او سلسله اموی را اسیر گرفت وبا دستان علوی خویش، آنرا به نابودی کشید.شیعه حسین می ایستد ،اما عقب نمی رود همچنانکه عباس و زهیر ومسلم وحبیب ماندند. و اگر اورا متعرض شوند نظاره گر نیست بلکه با گام مهدوی دشمن را فراری میدهد.
حسین مانند مانیست که به بهانه اینکه اگر فلسطینیان بر مدار قدرت بودند ما را به پشیزی معامله نمی کردند، اکنون بنشینیم ونسل کشی آنان را بنگریم. مولا سپاهیان حر را را سیراب کرد.اگر چه او آب بر ناموس حسین بسته بود و جاده خونبار کربلا را افتتاح کرده بود. وحسین ایستاد همچون کوهی سترگ و استوار و طوفان خشم کفر را به جان خرید. او نمرده است. بلکه این ماییم که جا در جا خشکیده ایم و چون گیاهی سست که جنبنده ای را فایده ای نمی رساند مشغول نعمت سوزی و کفرانیم. اما شاید امیدی باشد که این گیاه بر دامنه کوه روییده است و ارتزاق او از عمق وجود کوه است که (بیمنه رزق الوری).

منبع

آیا امام حسین علیه السلام به مقصودش رسید؟!

نمایندگان خدا در روی زمین برای هدایت و دعوت خلق به سوی معبود خود همه توان خود را در این راه خرج کردند و تمام سختی ها و ناملایمتی ها را برای رضایت درگاه الهی تحمل نمودند.

کربلا، بین الحرمین، حرم امام حسین

از داستان های جالب و پندآموزی که در قرآن ذکر شده زندگی حضرت ابراهیم علیه السلام می باشد. در سوره انبیاء درباره دعوت ابراهیم علیه السلام و عدم همراهی مردم با ایشان آمده است که وقتی ابراهیم متوجه گمراهی مردم شد

ادامه نوشته

کلید رضایت خدا در دستان امام حسین(علیه السلام)

امام حسین(علیه السلام) در واقعه عاشورا سیاست و عرفان را با هم تلفیق کرد. تابلوی عاشورا صحنه ی تلاقی اوج رضایت مندی امام حسین(علیه السلام) و تحمل درد و رنج  قیام و جنگ علیه ابرقدرت های زمان خود بود.

کربلا، حرم، امام حسین

در فرهنگ و ادبیات عرفان اسلامی، همراه بودن عناصری همچون رضا، تسلیم، درد و رنج  در مسیر سیر الی الله موضوعی ضروری و اجتناب ناپذیر است.[1] عارفان طریق برای قرب الی الله و دستیابی به مقامات صعب العبوری می بایست با بهره مندی از شاخص رضایتمندی از خدای متعال تمام سختی های مسیر بندگی را به جان بخرند و ذره ای در این خصوص شکوه و ناراحتی به خود راه ندهند.
سیره و رفتار امام حسین (علیه السلام) در کربلا همچون تابلویی است، که در آن اوج عرفان اسلامی را می توان به نظاره نشست.

ادامه نوشته

هزار اربعین غربت!

قدری درنگ؛ اینجا مزار شهیدان عاشق است (ههنا مصارع عشاق شهداء) همانانی که خون  قلبشان را در راه  محبوب فدا کردند، تا بندگانش را از خواب غفلت بیدار سازند  (و بَذلَ مُهجَتهُ فیکَ لیَستنقذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضلالة؛) و در آستان لقاء یار سکنی گزیدند و متوطن شدند(من کان باذلاً فینا مهجته و موطناً علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا). 

اربعین، کربلا، امام حسین

آی ابن جناده کوفی  از این وادی بوی یار می آید!! مگر اینجا کجاست؟  او را به کرانه فرات بردم غسل کرد و احرام بست و کیسه ای را گشود و بدنش را بدان عطرآگین نمود گامی بر نمی داشت جز آنکه یاد خدا بر لبانش نقش می بست.

ادامه نوشته

عزاداری اربعین در کربلا

عزاداران اربعین شامگاه چهارشنبه با حضور در کربلای معلی و حرم امام حسین (ع) در دسته ها و هیات های گسترده سوگواری و عزاداری می کنند.

عزاداری اربعین در کربلا

    

عزاداری اربعین در کربلا

ادامه نوشته

مگر مصیبت هم شکر دارد؟

زیارت عاشورا می خواندم، سعی می کردم با حضور قلب و تمام احساسم، این حدیث آسمانی را بخوانم که به انتهایش رسیدم، جایی که خدا را شکر می کنیم بر مصیبت!
اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم

سجده ی شکر

دوباره ترجمه ی ان را خواندم، خدا را سپاس می گوید بر مصیبت، مگر مصیبت هم شکر دارد؟ یاد واقعه ی عاشورا افتادم، یاد تنهایی ها و شهادت ها و اسارت ها، یاد این که کسی حرف پسر پیامبر را نفهمید و با تمام قساوت، به مانند دوران جاهلیت، او را به ظاهر نیست و نابود کردند.

ادامه نوشته

همراه جابر در زیارت اربعین

تاریخ، اولین زائر قبر مطهر حضرت امام حسین علیه السلام را جابربن عبدالله انصاری می داند. در این زیارت عطیّه کوفی وی را همراهی کرده است.

م

نهضت حسینی از زوایای گوناگون مانند بررسی شرایط سیاسی اجتماعی آن روز و موشکافی جریانات بستر ساز قیام ، نقش آفرینی بی نظیر سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام ، وفاداری یاران ، نقش اهل بیت پس از شهادت ، تأثیرگذاری امام زین العابدین علیه السلام و زینب کبری علیهاالسلام در تداوم نهضت و در انتها نقش شیعیان و پیروان حضرت امیر المومنین علی علیه السلام که سال ها پس از ایشان به یاوری ائمه پرداختند، قابل تحلیل و بررسی است. یکی از شخصیت های کمتر شناخته شده در تاریخ پس از شهادت امام حسین علیه السلام که با اربعین و زیارت ایشان گره خورده است، عطیه کوفی است.

ادامه نوشته

گودال سرخ

جرثومه ستم چه بگویم چه‌کار کرد؟!

خون خدای را به یم خون کنار کرد

از سوی کین صدای رجز تا خموش شد!

تیزی دشنه‌اش به جگرها عیار کرد

بی بسمله دوان به سراغ ذبیح رفت

چشمان دیده‌بان حرم بی‌قرار کرد

یک پاش بر زمین و دگر پای خویش را

بر آسمان قلب دو عالم سوار کرد

بر روی سینه‌ای که پیمبر به مهر داشت

نتوان سرود آنچه نشست و نثار کرد!

چشمان عاشقانه مردانه زنی

می‌دید آنچه را که نشاید شمار کرد

...

طاقت نداشت ارض که آن فتنه بنگرد

زآن رو زمین به لرزه فتاد و غبار کرد...

محرم 1429