اهداف تربيتي امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه

هدف در تعليم و تربيت به معناي وضع نهايي و مطلوبي است كه به طور آگاهانه، سودمند تشخيص داده شده است و براي تحقق آن، فعاليتهاي مناسب تربيتي انجام مي گيرد. اهداف تربيتي صحيفه سجاديه، با ملاك و معيار قراردادن خود انسان، به اهداف غايي و واسطه اي و اهداف واسطه اي به سه دسته كلي ديگر و هر يك از آن دسته ها به تقسيمات جزيي تر، تقسيم مي شود. سپس با استفاده از فرازهاي صحيفه سجاديه به بررسي و تحقيق در مورد هر يك از اهداف تربيتي فوق مي پردازيم.
* هدف نهايي
امام سجاد(ع) در سراسر صحيفه سجاديه، هدف نهايي تربيت را خداي متعال، معرفي مي كند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقيقت يكتا راهنمايي مي كند. امام(ع) با محور قراردادن خدا در دعاهاي مختلف، به ما مي فهماند كه محور زندگي انسان در تمام شؤون آن، بايد خدا باشد و منظور از اين محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگي است. اساسا نقش هدف نهايي در مسير زندگي، چيزي جز استمرار حضور و احساس آن نيست. همچنين، امام(ع) راههاي ارتباط انسان با خدا را قرب،عبادت، حيات و... بيان نموده است.
در اين ميان، برخي اهداف واسطه اي نيز وجود دارد كه حلقه هاي ميانگين براي رسيدن به هدف نهايي است كه مطلوبيت و ارزش خود را از هدف نهايي كسب مي نمايد و در طول آن قرار دارد. اهداف واسطه اي به سه دسته كلي خلاصه مي شوند:
الف) اهداف تربيتي صحيفه در خصوص ارتباط انسان با خدا
پيوند انسان با خدا در صحيفه سجاديه از معرفت و شناخت خدا آغاز مي شود و با گرايشهاي عملي در قالب عبادت، توكل و شكرگزاري گسترش مي يابد. محورهاي كلي اهداف تربيتي در رابطه با خداوند در معرفت خدا، ايمان به او، تقواي الهي، عبوديت و شكرگزاري خلاصه مي شود. در اين نوشتار، به مهم ترين هدف كه محور تمام اهداف تربيتي در رابطه با خداوند است، اشاره مي شود.

ادامه نوشته

عاقبت شهادت نصیب سالار شهیدان

لحظه ها مي گذرند و زمان اندك اندك پير مي شود. حالا ديگر كاروان حسين دو گروه شده است، گروهي ازآنان به سفر آسمانها رفته اند و ميهماني خداوند و گروهي از آنان هنوز ساكن زمينند تا به سفري ديگر بروند سفر اسارت كه از آن گريزي نيست.
حمله هاي دشمن شدت بيشتري يافته است، كفر عزم خود را جزم كرده است تا حق را از پاي درآورد و چراغ عدالت خواهي را خاموش كند، اما حسين همچنان ايستاده است، استوارتر از كوه و بي كران تر از اقيانوس با اين كه ياران او به خون مي غلطند، اما او اندكي دچار ترديد و تزلزل نمي شود و با چكيدن هر قطره خوني از همراهانش عزم او جزم تر مي شود، حسين از همه چيز گذشته است و تنها به ماندن دين خدا مي انديشد. از دشمن مهلت خواسته است نه براي استراحت و مشغول شدن به دنيا، بلكه براي مناجات دوباره خداوند. براي برپا داشتن نماز و ذكر خداوند بزرگ كه از او كوه ساخته است، براي اين كه ديگر بار لحظاتي را با كودكان مسلم باشد، با رقيه كوچك با فاطمه و ...
براي اين كه به خاندانش از دين خدا بگويد و پاسداري از آن.
و حالا او مانده است و سپاهياني بي دين كه براي كشتن او و يارانش بي تابي كرده اند تا حكومت را خوش آيد و آنان را با پرداخت سكه اي، حكومت شهري، دادن لقبي يا ... بنوازد و حسين دلش مي گيرد از اين همه كوچك بودن دشمنانش كه مي توان آنها را به سكه اي خريد و به پست و مقامي و خوش حال است كه حالا ديگر مي تواند اين آدمهاي حقير را نبيند و از آنان دور باشد.
ذوالجناح هم خسته است با حسينش بوده است در راه كربلا، در حج و حالا او هم مقابل لشكر كفر ايستاده و حسين را ياري مي كند. حسين امروز را شمشير زده است، تشنه است و خسته و او تنها مانده است، حالا ديگر خيال دشمن راحت تر شده، حسين تنها مانده است و راحت تر مي توان با او مقابله كرد، هر چند هنوز هم شمشير حسين برنده است، اما فراواني لشكر عمر سعد و شمر كار را بر او مشكل مي كند. در آسمان تيري مي رقصد و مي آيد و ناگهان بر سينه خورشيد مي نشيند و حسين با خستگي و تشنگي فراوان از ذوالجناح بر زمين مي افتد و خورشيد بر زمين مي افتد و آسمان و همه ارجمندي هاي مجسم.
ساعتي بعد زمين كربلا از عطر سيب پر مي شود، از عطري كه از بدن پاك و مطهر حسين(ع) برمي خيزد و ذوالجناح با يالي خونين به سمت خيمه ها برمي گردد و صداي گريه كودكان و زنان به اوج مي رسد و كودكاني به ياد مي آورند مهرباني حسين را با خود، نوازش هايش را، لبخندهايش را و حالا همه خوبي ها از آنان دريغ شده است، زينب مي گريد و سجاد به خدايش شكايت مي برد و سرانجام عاشورا تمام مي شود، عاشورا تمام مي شود و صحرا تشنه، تشنه تر و لبهاي خشكيده خشكيده تر و اشكها فراوان تر و سربازان ذليل دشمن يورش مي برند تا خيمه ها را آتش بزنند و غارت كنند و زنان و كودكان از خيمه اي به خيمه اي ديگر مي گريزند و از پناهي به پناهي ديگر تا كفر جولان دهد و تاريخ بنويسد چه ستم ها كه بر حسين و آل حسين(ع) نرفت تا چشمه خداپرستي تا هميشه جوشان باشد.

مداحی کریمی برای محرم

عشق یعنیبخش اول – شکر خدا که زندگی ام نذر روضه هاست (غزل مصیبت)

عشق یعنیبخش دوم – ای علمدار و پناهم تکیه گاهم (روضه حضرت عباس)

عشق یعنیبخش سوم – فقط آب فقط آب بود چاره طفلان (روضه)

عشق یعنیبخش چهارم – دیدم فراز نیزه رخ انور تو را (روضه) حاج سعید حدادیان

عشق یعنیبخش پنجم – چشماتون دوباره دریاست کی آورده اسم عباس (زمینه) حاج سعید حدادیان

عشق یعنیبخش ششم – می زنم دم ز علمدار رشید حرم عشق (واحد)

عشق یعنیبخش هفتم – عمو جان غنچه ها نشکفته پژمرد (دودمه)

امر به معروف و نهي از منكر؛ نماد يا نهاد؟

امت اسلام، بهترين امتها و الگوي مناسبي براي ساير ملل جهان معرفي شده است. آنچه اين امت را به چنين جايگاهي رسانده، التزامش به مقوله امر به معروف و نهي از منكر است.
تعالي فرهنگي، به تنهايي مانع ظهور و بروز افراد و گروههاي كج رو، نابهنجار، بي هنجار، مجرم و بزهكار نمي شود؛ اما آنچه سبب رفع آفات و آسيب زدايي از پيكر جامعه مي گردد، مسؤوليت عمومي و وجود نهاد امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي است.
جامعه مسلمانان بدون توجه به اين اصل مهم واساسي، نه تنها به ضعيف ترين شرايط ممكن دچار مي شود، بلكه تهي شدن ساختار فرهنگي اين جامعه از وجود چنين تفكري، سبب زوال سريع آن خواهد شد.
البته، جوامع اسلامي هيچ گاه از وجود مصلحان و متعهدان به حدود الهي، خالي نبوده و نيست؛ مصلحاني كه قيامهاي سرخ و حماسي تاريخ را در شرايط حداقلي جامعه شكل مي دهند و هر گاه اعتراضها و انتقادهايشان امكان و فرصت تبديل شدن به قيام را پيدا نكرده، هستي خويش را فداي اقدام نمادين خود نموده و قافله شهداي راه حق و فضيلت تاريخ را تشكيل داده اند.
در جامعه آفت زده عصر امام حسين(ع)، تار و پود جامعه و لايه هاي زيرين رفتار اجتماعي و فردي (يعني سنتها، ارزشها و عقايد)، پوسيده و مضمحل شده بود. از اين رو، قدرت قبيله اي و جاهلي به عنوان بزرگ ترين و مخرب ترين منكر، كانون و مركز سياستگذاري جامعه اسلامي را به تسخير خود درآورده و هيچ گونه مقاومت اجتماعي را پيش روي خود نمي ديد. در اين جا بود كه به دليل نبود نهاد اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر، امام حسين(ع) براي مقاومت در برابر منكر اموي، ناچار به پرداخت هزينه هايي بسيار سنگين شد. اگر بخشي از جامعه اسلامي يا طيفي از تأثيرگذاران آن جامعه، به حكومت يزيد بن معاويه رضايت نمي دادند، او هيچ گاه جسارت حذف خونين و جنايتكارانه اهل بيت(ع) را پيدا نمي كرد.
جامعه نابسامان و دور از امر به معروف، پذيراي انواع آفتها و بلاياست و تا اين گونه است، همواره حسين بن علي ها در خلا حساسيتهاي اجتماعي و تسليم پذيري مسلمانان در برابر قدرتهاي مستكبر و مستبد، به بهاي امر به معروف و نهي از منكر به ميدان شهادت كشيده شده و مي شوند.
پس مي توان گفت، درس بزرگ قيام امام حسين(ع)، اين است كه هر گاه جامعه اسلامي به منكري مثل يزيد دچار شد، تك تك افراد - هر چند از پشتوانه اجتماعي برخوردار نباشند- موظف به ايستادگي هستند.
البته، چنين اقدامهايي اگر استمرار تاريخي پيدا كنند، توان مخدوش ساختن و حتي سقوط نظام سلطه حاكم را پيدا مي كنند؛ ولي آنچه ضامن سعادت و پيشرفت جامعه محسوب مي شود، ساماندهي امت اسلامي بر اساس اصول و ارزشهاي فرهنگي و ايجاد نهاد اجتماعي امر به معروف و نهي از منكر مي باشد. اين تنها طرحي است كه سبب حاكميت قرآن، سنت و احكام الهي مي شود. يقيناً در اين صورت، امت اسلام، آن قدر از اساس خويش فاصله پيدا نمي كند كه بازگشت به آن، نيازمند اقدامهايي انقلابي و هزينه هايي چون واقعه كربلا شود.

قيام امام حسين(ع)

امام حسين(ع) با شهادت جانسوز خود چنان حرارتي در دلهاي مؤمنان ايجاد كرده است كه ابداً اين آتش محبت خاموش نمي شود و هرگاه مؤمني سرور و سالار شهيدان را ياد كند، آن آتش در دل او شعله مي كشد و جز به جاري شدن چشمه چشم و باريدن اشك محبت، فروكش نمي كند.
امام باقر(ع) مي فرمايد: روزي رسول خدا(ص) به امام حسين(ع) نظر افكند و او را در دامن خود نشاند و فرمود: به يقين، شهادت حسين(ع) حرارتي در قلبهاي مؤمنان ايجاد مي كند كه هرگز خاموش نمي شود(1).
فضيلت و بزرگيهاي امام حسين(ع) و عظمت شهادت و آثار جاودانه قيام عاشورايي اباعبدا...الحسين(ع) فراتر از آن است كه بتوان غايت آن را درك كرد و آنچه مي توان يافت، فراتر از آن است كه بتوان به بيان آورد.
بنابراين با رسيدن ماه محرم، براي اظهار محبت به ساحت آن محبوب، بايد قلمها نيز در دل خود، حرارت محبت حسين بن علي(ع) را احساس كنند و با مركبي از شوق و معرفت، بر دلها، نقش محبت حسين(ع) را بنگارند.
در اين نوشته كوتاه، سري به كتاب خدا مي زنيم تا نشاني از كوي دوست بيابيم، بلكه به ياري او بتوانيم به وصال دوست اميدوارتر شويم و البته صبح نزديك است.

ادامه نوشته

از سوداي عشق تا غوغاي عقل

بشر در دوره هاي مختلف زندگي خود با تحولات گوناگوني در حوزه مذهب وفرهنگ مواجه بود و دوره هاي فراز و فرود و تحولات اساسي را پشت سر گذراند. ظهور پيامبران الهي در ميان اقوام مختلف موجب پايه ريزي تمدنهاي بزرگ در بين ملل گوناگون شد كه ريشه واساس زندگي فرهنگي آن ملتها را در دوره هاي بعدي طراحي نمود.
آنچه پس از پايه ريزي بناي فرهنگ ملتها مهم است، حفظ و تداوم دستاوردهاي آن است.
شريعت مقدس اسلام نيز ازاين مهم مبرا نيست، بلكه به عنوان كاملترين و خاتم اديان بيش از همه به حفظ وتداوم دستاوردهاي پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) نيازمند است.
يكي از وقايع مهمي كه پس ازرحلت پيامبر درجامعه اسلامي رخ داد و جامعه منحرف اسلامي را متحول ساخت، واقعه جانسوز عاشوراي سال 61 هجري است.اين حادثه كه بي شك يكي از غم انگيزترين وقايع تاريخ اسلام است علاوه بر آنچه گاهي در ميان عامه مردم از آن ياد مي شود، نياز به واكاوي و تحليل فلسفي متن آن واقعه دارد.

ادامه نوشته

پنج خورشيد آل كسا  در مباهله

روز مباهله است؛ روز سبز سرنوشت؛ روزي كه آفتاب ديگر گونه مي تابد. امروز آفتاب با تيغ برهنه از كوهساران سرمي كشد تا دعوي حق و باطل را براي هميشه يكسره كند.
رسول نور، به سمت مباهله با شب در راه است. او تمام دار و ندارش را شانه به شانه خويش، به نفرينگاه آورده است. تمام دلخوشي ها و تمام هستي اش را پا به پاي خويش آورده است تا چشم نا باور عاصيان و كافران در حدقه نگنجد.
محمد مي آيد با 4 نور هستي و اينك 5 خورشيد آل كسا در حركتند و گويي كعبه همپاي آنها راه مي رود. دل اهل نجران از اين همه استواري مي لرزد واي اگر اشرف مخلوقات عالم، دستي بر آسمان بردارد و اين قوم گم كرده راه را نفرين كند!
واي اگر دستهاي دعاي امير(ع) با دستهاي آمين ملائكه گره بخورد!
واي اگر اشكهاي فاطمه (س) بر بيابان تشنه نفرين بچكد!
واي اگر عمامه سبز حسن (ع) براي اجابت، از سر باز شود!
بايد شكست را بر شانه هاي خاك گرفته قبول كرد!
بايد حقانيت اين قوم الهي را قبول كرد!
... و رسول، هم شانه علي (ع) و فاطمه (س) دستي بر دست حسين (ع) دارد و دستي بر شانه حسن (ع) و لبخندي بر لب!
تنگ غروب است و آل عبا به سمت خانه خود راه مي پيمايند و آن سوء گروهي كه سر بر زانوي غم گذاشته اند و توان حركت ندارند!
و مباهله در تاريخ ثبت مي شود به خاطر حقانيت اسلام، حقانيت پنج خورشيد آل كسا و...

چارلز ديكنز (نويسنده  معروف انگليسي)

اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود، من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد. چارلز ديكنز (نويسنده  معروف انگليسي)
منبع: كتاب فرهنگ عاشورا