ترس از خدا
هیچ کس در قیامت در امان نیست ! مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشته باشد ؛
حديث یکم
امام جعفر صادق دربارۀ حديث « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْتَغيان » مي فرمايند: « عَليٌ وَ فاطِمَةٌ (ع) بَحْرانِ مِنَ الْعِلْمِ عَميقانِ لا يَبغي اَحَدُهُما عَلي صاحِبِهِ » و درمورد اين قسمت : « يَخْرُجُ مِنْهُمُا اللُّؤلؤُ وَ الْمَرْجانُ » مي فرمايند: « الحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) » .
امام صادق (ع) در تفسير آيۀ شريفۀ « دو دريا را در كنار هم قرار داد در حالي كه با هم تماس دارند و ميان آن دو برزخي است كه يكي بر ديگري غلبه نمي كند » فرمود:« علي و فاطمه دو درياي ژرف و لبريز از دانش هستند كه يكي بر ديگري طغيان نمي كند . « از آن دو دريا دُرّ و مرجان خارج مي شود» يعني امام حسين و اما حسن (ع) .
1- الرحمن / 19-22
2- تفسير برهان، 4/ 266

1- سيد ابراهيم دمشقي در نود و چند سالگي از كرامت حضرت رقيه (س)صاحب فرزندي شد كه اورا سيد مصطفي نام نهاد.
پس از در گذشت سيد ابراهيم ، توليت آن مشاهد مشرِِِِّفه به پسرش سيد مصطفي ، و بعد از ايشان به فرزندش سيد عباس رسيد.(1)
فرزندان سيد ابراهيم دمشقي معروفند و مشهور است كه هر گاه دست خود با به موضع گَزيده اي بگذارند فوراً آرام مي شود. و اين اثر را از جد بزرگ خود به ارث برده اند ، و آن را از آثار نگهداري بدن شريف آن مظلومه مي دانند(2)
2- مادر مسيحي با ديدن كرامت حضرت رقيه (س)مسلمان شد:
جناب حجةالاسلام آقاي سيد عسكر حيدري ، از طلّاب علوم دينيّه حوزه علميّه زينبيّۀ شام چنين نقل كردند :
زن با دختر مريضش نزديك حرمِ با عظمت حضرت رقيه (س) منزل مي گيرد
تا در آنجا براي معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند ، تا اينكه روز عاشورا فرامي رسد و او مي بيند مردم دسته دسته به طرف محلي كه حرم حضرت رقيه آنجاست مي روند.
از مردم شام مي پرسد اينجا چه خبر است؟ مي گويند:اينجا حرم دختر امام حسين (ع) است . او نيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اتاق را مي بندد و به حرم حضرت مي رود .آنجا متوسل به حضرت رقيه (س) مي شود و گريه مي كند، به حدي كه غش مي كند و بي هوش مي افتد . در آنحال كسي به او مي گويد:بلند شو برو منزل ،دخترت تنهاست و خدا او را شفا داده است .برخاسته به طرف منزل حركت مي كند و مي رود درب منزل را مي زند ، مي بيند دخترش دارد بازي مي كند!
وقتي مادر جوياي وضع دخترش مي شود و احوال او را مي پرسد ، دختر در جواب مادر مي گويد: وقتي شما رفتيد دختري به نام رقيه وارد اتاق شد ، و به من گفت بلند شو تا باهم بازي كنيم . آن دختر به من گفت:بگو «بسم الله الرحمن الرحيم » تا بلند شوي ، و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم . ديدم تمام بدنم سالم است. او داشت با من صحبت مي كرد كه شما درب را زديد ،گفت:مادرت آمد . سرانجام مادر مسيحي با ديدن اين كرامت از دختر اما حسين(ع) مسلمان شد.(3)
3- نقل مي كند:
اين جانب روزي مشغول خواندن مصيبت حضرت رقيه (س) بودم كه در اثناء آن صداي غش كردن خانمي همراه با فرياد و گريه شديد اطرافيان به گوش رسيد.
خانم مذكور بعد از مجلس به هوش آمد . وي را نزد من آوردند ، او به من گفت : خانمي هستم داراي سه فرزند ،مبتلا به مرض قلب شدم و همه دكترها جوابم كردند ، به طوريكه نا اميد شدم . به شوهرم گفتم : مرا به حرم حضرت رقيه (س) ببر.
امروز روز سوم است كه ما هستيم .ديشب خواب ديدم دختر بچه اي برگ سبزي را به من داد و گفت: اين را بخور خوب خواهي شد گفتم :شما كي هستيد؟ گفت من رقيه دختر امام حسين (ع) هستم.
از خواب بيدار شدم ، آمدم به حرم ، در حيني كه شما مشغول خواندن روضه بوديد ، همان دختر رادر بيداري ديدم كه همان برگ سبز را به من داد و همه اطرافيان اين صحنه را ديدند .در نتيجه من نتوانستم تحمل كنم و بي اختيار بي هوش شدم .بحمدالله الآن حالم خيلي خوب است.(4)
4- راه كربلا باز شد:
سالها راه كربلا مسدود بود ، شيعيان و محبين مظلوم كربلا پيوسته به ياد و عشق زيارتش مي سوختند و ملتمسانه توفيق اين سعادت ابدي را از ساحتش در خواست مي كردند.
سر انجام رأفت حسيني به جوش آمد و شيفتگان و دلباختگان خسته را بشارتي وصف ناپذير مرحمت فرمود . بالاخره سال گذشته راه كربلا از طريق سوريه باز شد. عدۀ زيادي از ايرانيان به عشق زيارت آن عتبات و عاليات عازم سوريه شدند .حقير نيز شوق زائد الوصفي پيدا كردم و با تعدادي از دوستان عازم سوريه شديم ، ناگهان تهديدات امريكا عليه رژيم بعث عراق شدت گرفت و هر آن احتمال حمله نظامي مي رفت.
تعداد زيادي از ايرانيان در شام سرگردان بودند، برخي هم به ايران بازگشتند.
آرزومندان زيارت كربلا در حرم جضرت رقيه اجتماع كرده و و با ناله و گريه از آن مظومه و باب الحوائج در خواست رفع مانع مي كردند ،بنده هم حال عجيبي داشتم و حتي بي اختيار با جسارت به ساحت آن بزرگوار عرض كردم :بي بي جان اگر از پدرتان زيارت را براي ما نخواهيد ديگر به زيارت شما نخواهم آمد!!و گريه شديدي كردم.در حرم بوديم كه خبر رفع تهديدات به زوار رسيد ، و راه مجدداً باز شد، و بحمدالله به زيارت مشرف شديم.
----------------------------------------------------------------
آن مخدّره خطابه هايي چند كه درنهايت فصاحت و بلاغت بوده انشاء فرمودند:
1- خطبۀ فصيح و بليغ آن حضرت در شهر كوفه كه بسياري از علماء شيعه و سنّي نقل كرده اند،چنان كوبنده بود و در مردم تأثير گذاشت كه راوي مي گويد : به خدا قسم، آن روز مردم را ديدم كه حيران و سرگردان مي گريستند و ازحيرت انگشت به دندان مي گزيدند.....
آن بانو طوري سخن مي گفت كه مردم كوفه، كه هنوز طنين خطبه هاي دلنشين و پرشور اميرالمؤمنين (ع) را بخاطر داشتند، گمان مي كردند پدر بزرگوارش حضرت علي (ع) سخن مي گويد: آنگاه كه آن مظلومه امر به سكوت نمود « فَارْتَدّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الْاَجْراسُ »
« نفسها به سينه برگشت و صداي زنگها ساكت شد » .
به روايت طبرسي رحمة الله (1) امام سجّاد (ع) فرمودند:
« عمّه جان ، آرام باش ، آيندگان بايد از گذشتگان عبرت بگيرند ، تو به لطف پروردگار ناخوانده داني و نياموخته فرزانه اي ....»
2- سخنان آن حضرت در مجلس ابن زياد، كه در پاسخ آن ملعون بيان كردند و ابن زياد چنان خشمگين شد كه گويي تصميم به كشتن حضرت زينب (ع) گرفت كه قبلاً ذكر كرديم . ( 3)
3- خطبه آن مخدّره در مجلس يزيد كه عدّۀ زيادي از علماء شيعه و سنّي در كتب خود نقل كرده اند، كه يزيد را رسوا نمود و از كردار خود پشيمان كرد، و آن ملعون را پيش دوست و دشمن شرمسار و ذيل فرمود. (4)
خلاصه ؛ فصاحت و بلاغت كلام حضرت زينب (ع) بركسي پوشيده نيست و همگان برآن اعتراف دارند، چه اين مكه آن بانو ازپدرش حضرت عليّ مرتضي (ع) و از مادرش فاطمۀ زهرا (ع) آن را به ارث برده بود، و از تربيت شده دردامن اين دو معصوم بزرگوار، بانوئي جز او انتظار نمي رفت، كه در كلماتش انوار خطبۀ علوي و اسرار كلام فاطمي مشاهده شود .
------------------------------------------------------------
1- احتجاج: 2/31 ، مقتل مقرّم/ 313
2- لهوف/ 146، مثيرالاحزان/ 86، بحارالانوار: 45/ 108
3- لهوف / 160 ، ارشاد: 2/119، مثيرالاحزان/ 90
4- لهوف/ 182 ، مثير الاحزان / 101 ، بلاغات النسا / 21 ، مقتل خوارزمي : 2/ 64 ، بحارالانوار: 45/ 133
حديث يكم
حذيفه يماني گويد : پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را ديدم كه دست حسين بن علي عليه السلام را گرفته و مي فرمايد:
[يا ايُّهَا الناسُ هذَالحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ فَاعْرِفُوهُ فَوَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ إنَّهُ لَفِي الجَنَّةِ و مُحِبّيهِ فِي الجَنَّةِ وَ مُحِبّي مُحِبّيهِ فِي الْجَنَّةِ]
( اي مردم اين حسين بن علي عليه السلام است او را بشناسيد قسم به آن كه جانم در دست اوست او در بهشت است دوستدارانش در بهشت اند و دوستداران دوستدارانش نيز در بهشت اند .)
امالي صدوق / 478
حديث دوم
امام صادق عليه السلام فرمود :
[ إنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ صَلَّي الله عَلَيهِ و آله تَحْضُرُ زُوّارَ قَبْرِ ابْنِهَا الْحُسَيْنِ عَليه السلام فَتَسْتَغْفِرُ لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ . ]
( فاطمه دختر محمد نزد زائران قبر فرزندش حسين عليه السلام حضور مي يابد و براي گناهانشان طلب آمرزش مي كند. )
كامل الزيارات / 118
حديث سوم
امام باقر عليه السلام فرمود: [ اُصيبَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَليهما السلام وَ وُجِدَ بِهِ ثَلاثُمِائةٍ وَ بِضْعَةٌ وَ عِشْرُونَ طَعْنَةً بِرُمْحٍ أوْ ضَرْبَةٍ بِسَيْفٍ أوْ رَمْيَةً بِسَهْمٍ فَرُوِيَ إنَّها كانَتْ كُلُّها في مُقَدَّمِهِ لِأنَّهُ كانَ لا يُوَلّي .]
( هنگامي كه آن مصائب ناگوار بر حسين عليه السلام وارد آمد بر پيكر وي بر پيكر وي سيصد و بيست و اندي ضربه نيزه و شمشير و تير يافت شد و روايت شده است كه همگي اين جراحتها از مقابل آن حضرت بوده است زيرا كه حسين عليه السلام هيچ گاه [ به دشمن ] پشت نمي كرد. )
امالي صدوق / 139
حديث چهارم
يعلي عامري گويد : رسول خدا را به طعامي دعوت كردند در راه حسين عليه السلام را مشاهده فرمود: كه با كودكان سرگرم بازي است . پيامبر در برابر مردم ايستاد و دستان خود را [ براي به آغوش كشيدن حسين عليه السلام ] گشود اما كودك از اين سو به آن سو مي جست و رسول خدا (ص) او را مي خنداند تا اين كه او را گرفت و يك دست زير چانه و دست ديگر بر پشت گردنش نهاد و دهان بر دهان وي گذارد و او را بوسيد و فرمود:
[ حُسَيْنٌ مِنّي وَ اَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أحَبَّ اللهُ مَنْ أحَبَّ حُسَيْناً ،حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأسْباطِ .]
( حسين از من است و من از حسينم خداوند دوست مي دارد هر كه حسين را دوست بدارد. حسين نوه اي از نواده ها [ي پيامبران ] است .)
كامل الزيارات / 52 – 53
حديث پنجم
عَنِ الصّادِقِ عَليه السلام ،عَن أبيهِ ، عَنْ جَدِّهِ عليهما السلام قالَ : « جاءَ أهْلُ الْكُوفَةِ إلي عَلِيٌّ فَشَكَوْا إلَيْهِ إمْساكَ الْمَطَرِ ، وَ قالُوا لَهُ : اسْتَسْقِ لَنا فَقالَ لِلْحُسَيْنِ عليه السلام قُمْ وَ اسْتَسْقِ فَقامَ وَ حَمِدَ اللهَ وَ إثْني عَلَيْهِ وَ صَلّي عَلَي النَّبِيِّ وَ قالَ :اللّهُمَّ مُعْطِيَ الْخَيْراتِ ، وَ مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ إرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْنا مِدْراراً وَ اسْقِنا غَيْثاً مُغْزاراً ، وَاسِعاً ، غَدَقاً ، مُجَلِّاً سَحّاً، سَفُوحاً ، فَجاجاً تُنَفَّسُ بِهِ الضَّعْفَ مِنْ عِبادِكَ ، وَ تُحْيي بِهِ الْمَيْتَ مِنْ بِلادِكَ آمينَ يا رَبَّ الْعالَمينَ .
فَما فَرِغَ عليه مِنْ دُعائِهِ حَتّي غاثَ اللهُ تَعالي غَيْثاً بَغْتَةً وَ أقْبَلَ أعْرابِيٌ مِنْ بَعضِ نَواحِي الْكُوفَةِ فَقالَ :تَرَكْتُ الْأوْدِيَهَ وَ الْاَكامَ يَمُوجُ بَعْضُها في بَعْضٍ »
امام صادق عليه السلام از پدر و جد خود نقل مي كند كه فرمود:« كوفيان نزد علي عليه السلام آمدند و از خشكسالي شكوه كردند و گفتند : براي ما طلب باران كن . [ اميرالمؤمنين عليه السلام ] به حسين عليه السلام فرمود: برخيز و [ از خدا ] درخواست باران كن . پس بپا خاست و به حمد و ثناي الهي پرداخت و بر پيامبر درود فرستتاد و عرض كرد :خدايا اي بخشاينده نيكوييها و فرو فرستنده بركتها آسمان را فرمان ده تا بر ما باران بسيار ببارد ما را از ابري پربار و گسترده و پر باران و بزرگ سيراب گردان تا ناتواني را از ميان بندگانت بزدايي و شهرهاي مرده ات را زنده كني آمين اي پرودگار جهانيان.
هنوز دعاي حضرتش پايان نيافته بود كه ناگاه خداي متعال باران [شديدي] فرو فرستاد [ تا بدانجا كه ] يكي از باديه نشينان اطراف كوفه آمد و گفت : بيابان ها و تپه ها را وانهادم در حاليكه [ باران سيل آسا آن گونه جاري بود كه ] گويي آبها روي هم موج مي زند.
بحار الانوار 44/ 187
حديث ششم
قالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلْيٍّ عليه السلام :
[ دََخَلْتُ عَلي رَسُولِ اللهِ عليه السلام وَ عِنْدَهُ أُبَيُّ بْنُ كَعبٍ
فَقاَل لي رَسوُلُ اللهِ (ص) : مَرْحَباً بِكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ ؟ يا زَيْنَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَيْنَ ! اَحَدٌ غَيْرِكَ ؟! قالَ يا اُبَيُّ وَ الَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبيًّا اِنَّ الْحُسَيْنَ بْنِ عَليٍّ فِي السَّماءِ اَكْبَرُ مِنْهُ فِي الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمَكْتوبٌ عَنْ يَمينِ عَرْشِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ :مّصباحُ هديً وَ سَفينهُ النِجاةٍ وَ امامُ خيرٍ و يُمْنٍ و عِزَّ وَ فخرٍ و علمٍ وذُخْرٍ...]
امام حسين عليه السلام فرمود: « من به نزد رسول خدا (ص) رفتم در حالي كه ابي بن كعب در خدمت ايشان بود. پيامبر خدا فرمود :« آفرين بر تو اي اباعبدالله ! اي زيور آسمانها و زمينها ! ابي به آن حضرت عرض كرد : چگونه كسي جز شما مي تواند زيور آسمانها و زمينها باشد؟ فرمود : اي ابي سوگند به آن كه مرا بحق پيامبري برانگيخت حسين بن علي در آسمان عظمت فزونتري دارد تا در زمين و درسمت راست عرش خداي عزيز و شكوهمند نوشته شده است : [ حسين ] چراغ هدايت و كشتي نجات است پيشواي نيكي و بركت و شكوه و فخر و علم و تقواست ...
عيون اخبار الرضا / 1/59- 60
۱. جز به یکى از سه نفر حاجت مبر : به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة : إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
( تحف العقول ، ص 251 )
2. هر یک از دو نفرى که میان آنها نزاعى واقع می شود و یکى از آن دو رضایت دیگرى را بجوید ، سبقت گیرنده اهل بهشت خواهد بود
أیما اثْنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
( محجه البیصاء ج 4،ص 228 )
3. رستگار نمی شوند مردمى که خشنودى مخلوق را در مقابل غضب خالق خریدند
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق
( تاریخ طبرى،ص 1،ص 239 )
4. بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است إنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
( فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476 )
5. کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا
( مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69 )
6. عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
( بحارالانوار ج/ 93 ص/ 294 )
7. گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
اَلْبُکاءُ مِنْ خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
( حیات امام حسین ج 1 /ص 183 )
8. آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
( بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397 )
9. بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
( الدره الباهره ، ص24 )
10. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا
( بحار الانوار ،ج 4،ص 19 )
11. کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
( مقتل خوارزمی ،ج 1،ص239 )
12. کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود
من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
( بحارالانوار ،ج78،ص120 )
13. کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد
من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
( بحارالانوار ،ج78،ص126 )
14. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند
من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک
( بحار الانوار ،ج75،ص128 )
15. از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر
( بحارالانوار ،ج78،ص119 )
16. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
( بحار الانوار ، ج 44، ص 192 )
17. عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق
لا یکمل العقل إلا باتباع الحق
( بحار الانوار ، ج 78، ص 127 )
18. حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند ، و به عذرخواهی می پردازد .
یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
( بحار الانوار ، ج 78، ص120 )
قیامت بی حسین غوغا ندارد .... شفاعت بی حسین معنا ندارد .... حسینی باش که در محشر نگویند .... چرا پرونده ات امضاء ندارد
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزاداران راستینش تسلیت عرض می کنم
ای وجودت عشق را معنای حسین .... عالمی یک قطره و دریا حسین .
فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم
پرسیدم : از حلال ماه ، چرا قامتت خم است ؟ آهی کشید و گفت : که ماه محرم است . گفتم : که چیست محرم ؟ با ناله گفت : ماه عزای اشرف اولاد آدم است
السلام علیکم یا ابا صالح المهدى (عج) السلام علیک یا امین الله فى ارض و حجته على عباده ( یاصاحب الزمان آجرک الله )
ماه محرم را بر شما و عاشقان حسین تسلیت عرض می نمایم .
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد .... دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
محرم آمد و ماه عزا شد .... مه جانبازی خون خدا شد .... جوانمردان عالم را بگویید .... دوباره شور عاشوار به پا شد
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن .... تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه .... شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه .... سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین .... تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
السلام ای وادی کربَُبلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم .... از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم .... در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...
کربلا لبریز عطر یاس شد .... نوبت جانبازی عباس شد
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود .... دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین .... ایام عزا و غصه آغاز شود
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز .... دانش آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین .... بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم .... بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست .... دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست .... علم فاطمه دست قلم عباس است.
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است ...
باز محرم رسید ، ماه عزای حسین
سینه ی ما می شود ، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا ، من ز صفای حسین
فرشته ها از امشب صبوی غم می نوشن .... دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می پوشن
با آب طلا نام حسین قاب کنید .... با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید .... تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
باز محرم شد و دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمر ها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله . حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پادگانم چادری شد وصله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیدر محل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسم رمز حمله ام یاس علی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان در عجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کرَم دارد و آقاست حسین
اس ام اس هاي تسليت به مناسبت فرا رسيدن دهه ي محرم
1. دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون اي دل که صبرم رفته از دست
بخون اي دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بي دست
...
با عرض تسليت و تعزيت بمناسبت آغاز ايام عزاي حسيني.
2. عشق يعني آتش افروخته
عشق يعني خيمه هاي سوخته
عشق يعني حاجي بيت الحرام
دل بريدن ها وحج ناتمام
عشق يعني غربت نور دوعين
عشق يعني گريه برقبر حسين
عشق را گويم فقط در يک کلام
يا اباالفضل وحسين و والسلام
3. بي حسين بن علي احساس پيري مي کنم
ني که پيري بلکه احساس حقيري مي کنم
گفت سائل از چه رو محکم به سينه مي زني؟
گفتم از آينه ي دل گردگيري مي کنم
*عزاداريتان قبول، التماس دعا*
4. کربلا نشان داد که با شکيب در عطشي کوتاه، ميتوان هميشه ي تاريخ را سيراب کرد. (دکتر سنگري)
5. حسين يعني زيبايي، مگر مي شود با زيبايي همراه و همسايه بود و زيبا نشد. (دکتر سنگري)
6. با آب طلا نام حسين قاب کنيد
با نام حسين يادي ازآب کنيد
خواهيد که سر بلندو جاويد شويد
تا آخر عمر تکيه به ارباب کنيد
( التماس دعا )
7. داني که چرا مهر جبين خاک حسين است؟
چون قبله ي دل پيکر صد چاک حسين است
داني که چرا چوب شود قسمت آتش؟
بي حرمتيش بر لب و دندان حسين است
داني که چرا آب فراتست گل آلود؟
شرمنده زلعل لب عطشان حسين است
داني که چرا کعبه ي حق گشته سيه پوش
يعني که خدا هم عزادار حسين است
8. عجيب حکايتي است! "عزيز" ترين ها - حسين(ع) و يوسف(ع) - از "گودال" و "چاه" به آسمان عزت رسيده اند. (دکتر سنگري)
9. نام زينب در شئون زندگي گل ميکند
در دل عشاق ايجاد تحول ميکند
مهدي زهرا که خود رمز توسل با خداست
در مقام ذکر با زينب توسل ميکند
...
اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان
10. مهدي زهرايم و با اشک غم گل ميکنم
درد تنهايي و غربت را تحمل ميکنم
گر چه خود حبل المتينم ليک وقت مشکلات
من به قنداق علي اصغر توسل ميکنم
...
آجرک الله يا بقية الله