دعاي كودكانه ؛ كربلا

بابا بزرگ چند روز پيش از كربلا آمد. او خيلي چيز ها از آن جا براي ما تعريف كرد. از حرم امام حسين(ع)، از زيارت و دعا و خيلي چيز هاي ديگر. وقتي بابا بزرگ داشت حرف مي زد، مامان با خوش حالي نشسته بود و به حرف هاي او گوش مي داد. من مي دانم كه مامان چه قدر امام حسين(ع) را دوست دارد و خيلي دلش مي خواهد به زيارت حرمش برود. اما مامان كه پول ندارد كه به كربلا برود. كاش من بزرگ بودم و كار مي كردم و پول در مي آوردم، آن وقت مامان را به كربلا مي فرستادم.خدايا !خودت كمك كن تا من زود بزرگ شوم و كار كنم تا مامان هم مثل بابا بزرگ بتواند به كربلا برود و آن جا را زيارت كند. او حتماً از اين كه آرزوي او را برآورده بكنم خيلي خوش حال مي شود و مثل وقتي كه كار خوبي انجام مي دهم، مي گويد: آفرين پسر گلم!

سلام بر حسين (ع)

1- سلام اين روزها، روزهاي غمگيني است. فكرش را بكنيد دو سه روز ديگر تاسوعا و عاشورا مي رسد؛ روزهايي كه هرگز مسلمانان نمي توانند آنها را فراموش كنند. از زماني كه امام حسين(ع) و تعدادي از افرادي كه همراه او بودند، به شهادت رسيدند؛ هزار سال بيشتر مي گذرد و از آن زمان تا حالا جهان خيلي تغيير كرده است، آدم هاي زيادي به دنيا آمده اند و از دنيا رفته اند، اما يك چيز تغيير نكرده است و آن هم حرف زدن و دوست داشتن امام و ياران خوب امام است. البته دوست داشتن امام زيادتر شده و هرگز فراموش نشده است. براي همين است كه غير از ايران در خيلي از كشورهاي ديگر، آدم هايي كه امام را دوست دارند وقتي محرم از راه مي رسد، سياه مي پوشند و براي امام عزاداري مي كنند. اما در بين روزهايي كه آدم ها براي امام حسين(ع) عزاداري مي كنند؛ تاسوعا و عاشورا يك جور ديگر است و عزاداري ها هم بيشتر مي شود. علت آن، اين است كه تاسوعا آخرين روز زندگي امام حسين(ع) و ياران اوست و در عاشورا هم امام و يارانش به شهادت مي رسند و در عصر عاشورا، دشمنان امام خيمه هاي آنان را آتش زدند. حالا ما هر سال تاسوعا و عاشورا را با شكوه برگزار مي كنيم و به ياد آن روزها عزاداري مي كنيم. حالا هميشه ما از امام حسين (ع) و كساني كه با او در كربلا بودند، ياد مي كنيم و به دشمنان امام كه او را به شهادت رساندند، لعنت مي گوييم .
2- اين روزها يك اتفاق بدي در جهان افتاده است كه شما هم خبردار شديد و آن كشته شدن تعداد زيادي از همسن و سالان من و شما در كشور فلسطين است. سربازان اسرائيلي با بمباران هاي خود تعداد زيادي از بچه هاي بي گناه فلسطين را به شهادت رساندند. حالا از اين كار اسرائيلي ها خيلي از مردم جهان ناراحت هستند؛ چون كشتن بچه هاي بي گناه واقعاً كار زشتي است كه هيچ كس آن را دوست ندارد. ما هم آرزو مي كنيم كه ديگر كشتن بچه هاي بي گناه اتفاق نيفتد تا بچه هاي خوب فلسطين بتوانند بدون ترس از بمب و موشك اسرائيلي ها زندگي كنند.

عواملی که در پیدایش نهضت امام حسین-علیه السلام-تاثیر داشت

عامل اول:درخواست بیعت از امام حسین-علیه السلام-برای یزید و وارد کردن فشار به آن حضرت. در این عامل امام حسین حالت دفاعی داشت زیرا حکومت یزید از او با فشار و اصرار بیعت می خواست و حضرت نمی پذیرفت.

عامل دوم: دعوت مردم کوفه از امام حسین-علیه السلام - بود در این عامل عکس العمل امام مثبت است و نوعی همکاری و تعاون با کوفیان به شمار می رود. حضرت در مکه از نظر خودداری از بیعت یزید دیگر وظیفه ای به عهده نداشت چون در هر حال بیعت نکرده بود؛ اما دعوت کوفیان بعد تازه ای به قضیه داد و وظیفه تازه ای برای امام ایجاد کرد. گویی ارزیابی امام -علیه السلام- این بود، حال که کوفیان با این همه اصرار و اشتیاق مرا دعوت کرده اند به عراق می روم اگر آنان به وعده های خود وفادار بودند که چه بهتر و اگر چنین نبود باز به مکه برمی گردم یا به یکی از مناطق اسلامی می روم.

عامل سوم: که یک عامل مهم است عامل امر به معروف و نهی از منکر است. در این عامل منطق امام، منطق اعتراض و تهاجم بر حکومت ضداسلامی است زیرا معتقد بود که جهان اسلام را منکرات و فساد و آلودگی فرا گرفته و حکومت وقت به سرچشمه فساد تبدیل شده است و او به حکم مسئولیت شرعی و وظیفه الهی خود باید قیام کند. پس معلوم می شود که دعوت مردم کوفه عامل مهم و اساسی قیام نبود. زیرا باید وقتی خبر اوضاع پریشان کوفه به حضرت رسید، امام(ع) دست از سخنان و مواضع خود بر می داشت و از ادامه سفر خودداری می کرد. در حالی که داغ ترین و شورانگیزترین سخنان امام از این جا شروع شد. پس عامل امر به معروف و نهی از منکر انگیزه اصلی امام(ع) در این قیام و نهضت است. پس معلوم می شود که علت قیام امام(ع) تنها دعوت مردم کوفه نبوده بلکه اهداف دیگری هم داشته است.

پرچمداربصیرت و ولایت مداری

حضرت اباالفضل(ع)؛پرچمداربصیرت و ولایت مداری

شناخت روشن و یقینی از دین، تکلیف، پیشوا، حجت خدا، راه، دوست و دشمن، حق و باطل، «بصیرت» نام دارد که از صفات شایسته و ستوده ای است که یک مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خود باید از آن برخوردار باشد.

در مبارزات و فعالیت های سیاسی و اجتماعی و موضع گیری ها، جایگاه بصیرت روشن تر می شود و بدون آن، حتی مبارزه و جنگ هم کورکورانه و گاهی در مسیر باطل قرار می گیرد. انتخاب درست نیز بستگی به بینش صحیح و بصیرت انسان دارد .

قرآن کریم به این موضوع به عنوان ویژگی یک رهبر و داعی به خیر و هدایت اشاره می کند، آن جا که می فرماید:«قل هذه سبیلی ادعوا الی ا... علی بصیرة انا و من اتبعنی»(یوسف /۱۰۸) بگو این راه من است. من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم. حضرت علی (ع) نیز از رزمندگان راستین با این صفت یاد می کند که: «حملوا بصائرهم علی اسیافهم»، (بحارالانوار، ج ۴۵، ص۸۷) بصیرت های خویش را بر شمشیرهایشان سوار کردند. یعنی اگر در میدان نبرد تیغ می زدند، از روی بصیرت بود.

یکی از شخصیت های نورانی جهان بشریت که چنین ویژگی ارزشمندی داشت، حضرت عباس بن علی(ع) بود. زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) دایرة المعارفی است که چگونه زیستن و آگاهانه رفتن را به ما می آموزد و فرصت دستیابی به مقام آدمیت را هموار می سازد. امام صادق(ع) درباره ایشان می فرماید:« کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیرة صلب الایمان جاهد مع ابی عبدا... و ابلی بلاء حسنا و...» (اعیان الشیعه، ج ۷، ص۴۳۰) عموی ما عباس بن علی (ع) دارای بصیرت دینی و استواری در باور بود. در راه خداوند در رکاب ابی عبدا... جهاد کرد و نیکو آزمایش داد و به شهادت رسید.

در زیارت مخصوص حضرت عباس(ع) هم به همین نکته اشاره می شود که: اشهد انک مضیت علی بصیرة من امرک مقتدیا بالصالحین و متبعا للنبیین (مفاتیح الجنان) شهادت می دهم عمر با برکت خود را در بصیرت گذراندی، به صالحان اقتدا و از جمیع انبیا پیروی کردی.

ادامه نوشته

گزارش شیخ مفید از صبح تا ظهر عاشورا

شیخ مفید(ره) در کتاب «ارشاد» خود گزارش نسبتا جامعی را از روز عاشورا ارائه و وقایع این روز بی نظیر را از صبح تا عصر روایت کرده است.مقتل نگاری سابقه ای دیرینه دارد و از همان سده های اولیه اسلامی آغاز شده است. چنان که نقل شده، اولین مقتل را ابی مخنف نگاشت و واقعه عاشورا را روایت کرد. پس از او مورخان هم توجهی خاص به واقعه عاشورا نشان دادند و این حادثه بزرگ بشری را با تفصیل بیشتری نقل کردند. اما در کنار این نقل تاریخی، جریان مقتل نویسی هم رواج یافت و در ادوار مختلف تاریخ اسلام، مقتل های متعددی از سوی شیعیان و اهل سنت به نگارش در آمد.شیخ مفید که در دوران آل بویه در بغداد می زیسته و به سال ۴۱۳ ه.ق در گذشته است، گزارشی مختصر و جامع از واقعه خونبار عاشورا ارائه و تصویری نسبتا کامل از وقایع روز دهم ترسیم کرده است.او به درستی صحنه رویارویی حق و باطل در قیام عاشورا را به تصویر کشیده و حماسه عزت و عظمت و شجاعت و اخلاص و ایثار و آزادگی امام حسین(ع) و یاران باوفایش را نگاشته است.در مقتل خوانی ها عمدتا به وجه مظلومیت امام حسین(ع) و شقاوت و سنگدلی لشکر یزید تکیه و بر جنبه های عاطفی و خونبار و جگرسوز آن تاکید می شود و جنبه های معرفتی و اخلاقی این حماسه بزرگ بشری کمتر مورد توجه قرار می گیرد، در حالی که رفتار امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا، تابلوی مجسم فضایل در برابر رفتار ناپاک و ناجوانمردانه لشکر یزید و عمرسعد است. رفتار امام(ع) که صبغه الهی دارد و از روی کمال اخلاص انجام می شود، تجلی حق و تبلور صراط مستقیم در سخت ترین شرایط و نماد یک نبرد آرمان خواهانه و کمال جویانه است.اهمیت عاشورا نه در ظاهر سخت افزارانه که در بعد نرم افزاری آن یعنی حرکت در راه احقاق حق و اصلاح جامعه و مبارزه با کج روی ها و انحراف در دین است.عاشورا نشان داد که امامت و ولایت اولیای الهی تا چه اندازه برای حرکت مستمر در صراط مستقیم ضرورت دارد و آن جا که زاویه انحراف امت به مرحله ای خطرناک برسد، امام(ع) یعنی برترین انسان نیز باید، در راه نجات انسانیت و اعتلای توحید جان خود را فدا کند و جلوی انحراف و سقوط امت را بگیرد. ( ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی).گزارش شیخ مفید از واقعه خونبار عاشورابه چند مقطع تقسیم می شود. مقطع اول، مقطع پیش از آغاز جنگ است. مقطع دوم، آغاز جنگ و نبردهای تک به تک و مقطع سوم، هجوم همه جانبه دشمن به اردوگاه اباعبدا...الحسین(ع) است. اردوی امام حسین (ع) نیز به سه سرفصل قابل تقسیم است. مقطع اول جنگیدن اصحاب امام(ع) که جزو بنی هاشم نیستند، مقطع دوم جنگیدن و شهادت یاران بنی هاشمی امام(ع) و مقطع سوم تنها شدن امام(ع) تا شهادت و سپس هجوم به خیمه گاه اباعبدا... .

ادامه نوشته

سخن بزرگان درباره کربلا

حسین تشنه لبیك
معلم شهید دكتر علی شریعتی در مورد امام حسین(ع) می گوید: حسین(ع) بیشتر از آب تشنه لبیك بود اما افسوس كه به جای افكارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگ ترین درد او را بی آبی معرفی كردند.
دل ها به درد آمد
ادوارد براون هم در مورد مصیبت بزرگ كربلا می گوید:« آیا قلبی پیدا می شود كه وقتی درباره كربلا سخنی به گوش می رسد مالامال حزن و اندوه نشود؟ حتی غیر مسلمانان هم نمی توانند پاكی روحی را كه این جنگ در برداشت انكار كنند.»

 واقعه كربلا در دل دوستداران اهل بیت(ع)، شعله تازه و فروزان تری برافروخت و ریخته شدن خون نواده پیغمبر(ص) با وحشیانه ترین نوع و شكنجه و عذاب، خشم و نفرت بسیاری در بین پیروان آن حضرت پدید آورد، در مصیبت كربلا دل ها سخت به درد آمد و از همان وقت این روح شهادت و فداكاری و حقیر شمردن مرگ به فعالیت شیعیان قدرت تازه ای بخشید.

 پركاه در برابر كوه

«توماس مارساریك» مصیبت های امام حسین(ع) را با حضرت عیسی(ع) مقایسه می كند و می نویسد:« مصائب مسیح نسبت به مصائب حسین(ع) مانند پركاهی است در برابر كوهی بزرگ»

قیام عاشورا

عاشورا واقعه ای تکرار ناپذیر در گذر زمان است اما داغی تا ابد جاودان بر دل هاست. داغی که با گذشت هزار و اندی سال هنوز تازه است ... هنوز زمین و زمان عزادار است. عاشورا واقعه تکرار ناپذیر عدالت خواهی مردان خداست، واقعه ای از گذشتن ها و رفتن ها برای ماندنی ها! و سالار این قیام آزادی خواهی امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) در ماه شعبان سال چهارم هجری قمری در مدینه به دنیا آمد. 6 سال از دوران کودکی خود را در زمان پیامبر(ص) سپری کرد و 30 سال را در کنار پدرش حضرت علی(ع)؛ بعد از شهادت حضرت علی(ع) 10 سال در تمام صحنه های سیاسی و اجتماعی در کنار برادرش امام حسن(ع) بود. بعد از شهادت امام حسن(ع) به مدت 10 سال در اوج قدرت معاویه، بارها با وی مقابله کرد و بعد از مرگ وی نیز در برابر حکومت پسرش یزید قیام کرد و در محرم سال 61 هجری به شهادت رسید. اما چه شد که قیام عاشورا به وقوع پیوست؟

 

مخالفت با بیعت یزید

نخستین عامل قیام عاشورا، درخواست بیعت از امام حسین(ع) از طرف حکومت یزید و مخالفت آن حضرت با این بیعت بود. بعد از مرگ معاویه، یزید به «ولیدبن عقبه بن ابی سفیان» حاکم مدینه، نامه نوشت که از امام حسین(ع) برای خلافت او بیعت بگیرد. حاکم مدینه موضوع را با امام در میان گذاشت. امام حسین(ع) که در زمان حیات معاویه با ولیعهدی یزید به شدت مخالفت کرده بود این بار نیز مخالفت خود را اعلام کرد. فشار از طرف حاکم مدینه مبنی بر موافقت امام حسین(ع) با بیعت یزید ادامه داشت تا این که امام ناچار شد با اعضای خانواده و گروهی از خاندان بنی هاشم در 28 رجب سال 60 هجری مدینه را به سوی مکه ترک کند و سوم شعبان وارد این شهر شد. امام مکه را به این دلیل انتخاب کرد که این شهر بهترین جا برای ابلاغ پیام امام و رساندن اهداف او به مسلمانان بود.

 

 

دعوت کوفیان از امام حسین

امام حسین(ع) وقتی که وارد مکه شد به افشای ماهیت ضد اسلامی حکومت یزید پرداخت. گزارش مخالفت امام حسین(ع) با خلافت یزید به مردم کوفه رسید. کوفیان که خاطره حکومت عدل امام علی(ع) را حدود 20 سال پیش در خاطر داشتند، دور هم گرد آمدند و با ارزیابی اوضاع تصمیم گرفتند امام حسین(ع) را به رهبری خود دعوت کنند به همین دلیل سران شیعیان کوفه نامه هایی مبنی بر دعوت از امام حسین(ع) به کوفه نوشتند که نخستین نامه دهم ماه رمضان سال 60 به دست امام حسین(ع) رسید و نزدیک به 12 هزار نامه برای امام نوشته شد.

 

 

امر به معروف و نهی از منکر

امام حسین(ع) از روز نخست از مدینه با شعار امر به معروف و نهی از منکر حرکت کرد. از این نظر، مسئله این نبود که چون از امام حسین(ع)، بیعت خواستند و او بیعت نکرده، پس قیام می کند، بلکه اگر بیعت هم نمی خواستند باز قیام را لازم می دانست و هم چنین مسئله این نبود که چون مردم کوفه از او دعوت کردند، قیام می کند، چرا که حدود یک ماه و نیم بعد از خودداری از بیعت بود که دعوت کوفیان آغاز شد. از این دیدگاه منطق امام حسین(ع) منطق اعتراض بر حکومت ضد اسلامی بود، منطق او این بود که چون جهان اسلام را منکرات و فساد و آلودگی فرا گرفته و حکومت وقت به صورت سرچشمه فساد در آمده است، او به حکم مسئولیت شرعی و وظیفه الهی خود باید قیام کند. این بود که قیام عاشورا به وقوع پیوست.

 

منبع:نگرشی بر زندگانی سیاسی، اجتماعی امامان معصوم(ع)

نقش امام سجاد(ع) در تداوم قیام حسینی

حضرت علی بن الحسین، امام سجاد علیه السلام در روز 5 شعبان یا 15 جمادی‌الاولی سال 38 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشودند و در 12 یا 18 و بنا بر قول مشهور در 25 محرم سال 95 هجری قمری در سن حدود 56 سالگی توسط ولید بن عبدالملک مسموم شدند و به شهادت رسیدند، آن حضرت در واقعه کربلا 23 سال داشتند و مرقد شریفشان در مدینه در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی علیه السلام است. به نوشته خبرگزاری ایسنا، دوران امامت ایشان که 35 سال بود، مصادف با دشوارترین دوران ظلم و خفقان امویان(از یزید تا ولید بن عبدالملک) گذشت. امام سجاد علیه السلام در دوران زندگی، رنج ها و ناراحتی های بسیار دیدند. در ماجرای کربلا، سخت‌ترین شکنجه‌ها و ستم ها به ایشان وارد آمد و بعد که به مدینه بازگشتند در طول 35 سال عمر خود، همواره از مصائب کربلا یاد می‌کردند و می‌گریستند و در حالی که اشک می‌ریختند می‌فرمودند "قتل ابن رسول الله جائعا، قتل ابن رسول الله عطشانا" امام سجاد در واقعه کربلا حضور داشتند و پس از کشته شدن پدرشان در رأس بازماندگان، ابلاغ پیام قیام و کشته شدن امام حسین را بر عهده گرفتند و به افشای چهره حکومت اموی و بیدار ساختن افکار عمومی پرداختند. روز یازدهم جلادهای ابن‌زیاد می‌آیند اهل‌بیت امام حسین(ع) را سوار شترهای بی‌جهاز می‌کنند و یکسره حرکت می‌دهند، و آن ها شب دوازدهم را شاید تا صبح یکسره با کمال ناراحتی روحی و جسمی، طی طریق می‌کنند. فردا صبح نزدیک دروازه‌ کوفه می‌رسند. دشمن مهلت نمی‌دهد. همان روز پیش از ظهر اهل‌بیت امام(ع) را وارد شهر کوفه می‌کنند. ابن‌زیاد در دارالاماره نشسته است. یک عده اسیر، آن هم مرکب از زنان و یک مرد که در آن وقت بود. امام سجاد(علیه‌السلام) را بر شتری که یک پالان چوبی داشت و روی آن حتی یک جل نبود، سوار کردند. چون احساس می‌کردند که امام بیمار و مریض است و ممکن است نتواند خودش را نگه دارد، پاهای حضرت را محکم بستند. غل به گردن امام انداختند. با این حال آن ها را وارد شهر کوفه کردند. دیگر کوفتگی، زجر، شکنجه، به حد اعلا است. وقتی که علی‌بن‌الحسین بر پسر زیاد، وارد می شود ابن زیاد متكبرانه می‌پرسد: «تو که هستی؟ امام(ع) می فرماید:من علی بن الحسین ام. ابن زیاد می گوید: مگر علی بن الحسین را خدا نکشت؟» حضرت پاسخ می دهد: برادری داشتم به نام علی که مردم او را کشتند. ابن زیاد می گوید: بلکه خدا او را کشت.امام(ع) می فرماید: البته خداوند جان ها را هنگام مردن می ستاند...

ادامه نوشته